cheapened

[ایالات متحده]/tʃiːptnd/
[بریتانیا]/chiptnəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کمتر با ارزش یا مطلوب کرد؛ در قیمت یا کیفیت کاهش یافت

عبارات و ترکیب‌ها

cheapened quality

کیفیت پایین‌شده

cheapened products

محصولات بی‌کیفیت

cheapened experience

تجربه‌ی بی‌کیفیت

cheapened value

ارزش پایین‌شده

cheapened service

خدمات بی‌کیفیت

cheapened image

تصویر بی‌کیفیت

cheapened reputation

اعتبار پایین‌شده

cheapened standards

استانداردهای پایین‌شده

cheapened goods

کالا‌های بی‌کیفیت

cheapened design

طراحی بی‌کیفیت

جملات نمونه

the quality of the product has cheapened over the years.

کیفیت محصول در طول سال‌ها ارزان شده است.

his reputation was cheapened by the scandal.

شهرت او توسط رسوایی ارزان شد.

they cheapened the brand by overproducing it.

آنها با تولید بیش از حد، برند را ارزان کردند.

many believe that reality tv has cheapened entertainment.

بسیاری معتقدند که تلویزیون واقعیت سرگرمی را ارزان کرده است.

the constant sales have cheapened the value of the items.

فروش‌های مداوم ارزش کالاها را ارزان کرده است.

he felt that the art was cheapened by mass reproduction.

او احساس کرد که هنر با تولید انبوه ارزان شده است.

some argue that social media has cheapened personal interactions.

برخی استدلال می‌کنند که رسانه‌های اجتماعی تعاملات شخصی را ارزان کرده‌اند.

the excessive use of discounts has cheapened their image.

استفاده بیش از حد از تخفیف‌ها، تصویر آنها را ارزان کرده است.

he believed that the film's message was cheapened by poor execution.

او معتقد بود که پیام فیلم به دلیل اجرای ضعیف ارزان شده است.

her efforts were cheapened by the lack of recognition.

تلاش‌های او به دلیل عدم شناخت ارزان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید