depreciated

[ایالات متحده]/dɪˈpriː.ʃi.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/dɪˈpriː.ʃi.eɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از depreciate; به کوچک شمردن یا کم ارزش دانستن

عبارات و ترکیب‌ها

depreciated value

ارزش منسوخ شده

depreciated asset

دارایی منسوخ شده

depreciated currency

ارز منسوخ شده

depreciated cost

هزینه منسوخ شده

depreciated rate

نرخ منسوخ شده

depreciated method

روش منسوخ شده

depreciated price

قیمت منسوخ شده

depreciated expense

هزینه منسوخ شده

depreciated stock

سهام منسوخ شده

depreciated investment

سرمایه گذاری منسوخ شده

جملات نمونه

the value of the currency has depreciated significantly this year.

ارزش پول در این سال به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

many experts believe that the stock market has depreciated too quickly.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که بازار سهام بیش از حد سریع کاهش یافته است.

his opinion on the matter has depreciated over time.

نظر او در مورد این موضوع با گذشت زمان کاهش یافته است.

the company's assets have depreciated due to market fluctuations.

دارایی‌های شرکت به دلیل نوسانات بازار کاهش یافته است.

investors are worried that their investments will depreciate.

سرمایه گذاران نگران هستند که سرمایه گذاری های آنها کاهش یابد.

the old equipment has depreciated and needs to be replaced.

تجهیزات قدیمی منسوخ شده و نیاز به جایگزینی دارد.

as technology advances, older models tend to depreciate faster.

با پیشرفت فناوری، مدل های قدیمی تر سریعتر منسوخ می شوند.

real estate prices have depreciated in certain areas.

قیمت املاک و مستغلات در مناطق خاصی کاهش یافته است.

depreciated assets can affect a company's financial statements.

دارایی های منسوخ شده می تواند بر صورت های مالی یک شرکت تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید