cheekbone

[ایالات متحده]/'tʃiːkbəʊn/
[بریتانیا]/'tʃikbon/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار استخوانی برجسته در صورت، به ویژه استخوانی که قسمت بالایی گونه را تشکیل می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high cheekbones

گونه‌های برجسته

defined cheekbones

خطوط فک مشخص

prominent cheekbones

گونه‌های برجسته

cheekbone structure

ساختار گونه

angular cheekbones

گونه‌های زاویه‌دار

جملات نمونه

high cheekbones powdered with freckles.

گونه‌های برجسته آردی با لکه‌های رژگونه

Red-cheek brush should follow the order of from the cheekbone to eyehole.

برس قرمز گونه باید طبق دستورالعمل از استخوان گونه به سوراخ چشم دنبال شود.

The queen had high cheekbones, a swanlike neck, and smooth features.

ملکه دارای گونه‌های برجسته، گردنی مانند قو و چهره‌ای صاف بود.

She returned wearing a dab of rouge on each cheekbone.

او با مقدار کمی رژگونه روی هر گونه بازگشت.

The queen had high cheekbones, a swanlike neck, and smooth features. Her name means "the beautiful one has come."

ملکه دارای گونه‌های برجسته، گردنی مانند قو و چهره‌ای صاف بود. نام او به معنای "زیبا آمده است" است.

By apperance, Africans are more close to the quadrumana, such like their high cheekbone, deep eye socket and pitched lips.

بر اساس ظاهر، آفریقایی ها به خانواده قورمغ ها نزدیک ترند، مانند گونه های برجسته، حفره چشم عمیق و لب های پر.

نمونه‌های واقعی

They're all high cheekbones and creamy skin.

همه آنها گونه‌های برجسته و پوستی کرمی هستند.

منبع: The Hobbit: An Unexpected Journey

You know, I've never met a high cheekbone I didn't like.

می‌دانید، من هرگز گونه بلندی را که دوست نداشتم ملاقات نکرده‌ام.

منبع: Lost Girl Season 05

She saw the way Ove's face twitched above his cheekbones when she said " bus."

او دید که چگونه چهره اوو بالای گونه‌هایش هنگام گفتن " اتوبوس" منقبض شد.

منبع: A man named Ove decides to die.

Fine. Skin, cheekbones, make it your own.

باشه. پوست، گونه‌ها، آن را متعلق به خود کنید.

منبع: Modern Family - Season 05

There's a nervous twitch around his cheekbones.

حرکتی عصبی در اطراف گونه‌هایش وجود دارد.

منبع: A man named Ove decides to die.

A rectangle face has a defined chin and cheekbones.

یک چهره مستطیلی دارای چانه‌ای مشخص و گونه‌هایی است.

منبع: Beauty and Fashion Guide

It made his great nose protrude more arrogantly; it emphasized his cheekbones; it made his eyes seem larger.

این باعث شد بینی بزرگش مغرانه تر بیرون بزند؛ این گونه هایش را برجسته کرد؛ باعث شد چشمانش بزرگتر به نظر برسند.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Gus. Stay with us, Gus. Oh, my god. Those cheekbones.

گاس. با ما بمان، گاس. خدای من. آن گونه‌ها.

منبع: Modern Family - Season 07

I hit my head on my desk. I broke my cheekbone, I got five stitches on my right eye.

کله ام را به میز زدم. من استخوان گونه ام را شکستم، پنج نخ در چشم راستم کشیدم.

منبع: The channel of the Peer Charity Fund: Issue 2

So it comes down from the cheekbone in a downward triangle motion.

بنابراین از گونه به صورت یک حرکت مثلثی به سمت پایین می آید.

منبع: British Vintage Makeup Tutorial

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید