| جمع | cheerleaders |
| شکل سوم شخص مفرد | cheerleaders |
he was a cheerleader for individual initiative.
او حامی ابتکار فردی بود.
the cheerleader whanged on a tambourine.
تشویق کننده بر روی سنج کوبید.
When the team is not playing so well, the cheerleaders try to encourage the players.
وقتی تیم آنقدر خوب بازی نمی کند، تشویق کنندگان سعی می کنند بازیکنان را تشویق کنند.
Holding out his arms, the cheerleader formed a T. The acrobats formed a pyramid.
با باز کردن دستهایش، تشویقکننده حرف T را شکل داد. آکروباتها یک هرم را شکل دادند.
She is a cheerleader for the school football team.
او تشویق کننده تیم فوتبال مدرسه است.
The cheerleader squad practiced their routines for the upcoming game.
گروه تشویق کنندگان روتین های خود را برای بازی آینده تمرین کردند.
He asked the cheerleader to prom.
او از تشویق کننده خواست که به مهمانی رقص برود.
The cheerleader's energy pumped up the crowd during the game.
انرژی تشویق کننده باعث شد جمعیت در طول بازی هیجان زده شود.
She was selected as the captain of the cheerleader squad.
او به عنوان کاپیتان گروه تشویق کنندگان انتخاب شد.
The cheerleader performed a high-flying stunt at the halftime show.
تشویق کننده یک نمایش خطرناک در میانه بازی انجام داد.
He cheered on the cheerleader as she performed her routine.
او تشویق کننده را تشویق کرد زیرا او روتین خود را اجرا می کرد.
The cheerleader's enthusiasm was contagious.
اشتیاق تشویق کننده مسری بود.
She dreams of becoming a professional cheerleader for a sports team.
او رویای تبدیل شدن به یک تشویق کننده حرفه ای برای یک تیم ورزشی را دارد.
The cheerleader's uniform was adorned with pom-poms and glitter.
لباس تشویق کننده با پرهای دست و اکلیل تزئین شده بود.
he was a cheerleader for individual initiative.
او حامی ابتکار فردی بود.
the cheerleader whanged on a tambourine.
تشویق کننده بر روی سنج کوبید.
When the team is not playing so well, the cheerleaders try to encourage the players.
وقتی تیم آنقدر خوب بازی نمی کند، تشویق کنندگان سعی می کنند بازیکنان را تشویق کنند.
Holding out his arms, the cheerleader formed a T. The acrobats formed a pyramid.
با باز کردن دستهایش، تشویقکننده حرف T را شکل داد. آکروباتها یک هرم را شکل دادند.
She is a cheerleader for the school football team.
او تشویق کننده تیم فوتبال مدرسه است.
The cheerleader squad practiced their routines for the upcoming game.
گروه تشویق کنندگان روتین های خود را برای بازی آینده تمرین کردند.
He asked the cheerleader to prom.
او از تشویق کننده خواست که به مهمانی رقص برود.
The cheerleader's energy pumped up the crowd during the game.
انرژی تشویق کننده باعث شد جمعیت در طول بازی هیجان زده شود.
She was selected as the captain of the cheerleader squad.
او به عنوان کاپیتان گروه تشویق کنندگان انتخاب شد.
The cheerleader performed a high-flying stunt at the halftime show.
تشویق کننده یک نمایش خطرناک در میانه بازی انجام داد.
He cheered on the cheerleader as she performed her routine.
او تشویق کننده را تشویق کرد زیرا او روتین خود را اجرا می کرد.
The cheerleader's enthusiasm was contagious.
اشتیاق تشویق کننده مسری بود.
She dreams of becoming a professional cheerleader for a sports team.
او رویای تبدیل شدن به یک تشویق کننده حرفه ای برای یک تیم ورزشی را دارد.
The cheerleader's uniform was adorned with pom-poms and glitter.
لباس تشویق کننده با پرهای دست و اکلیل تزئین شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید