enthusiasm

[ایالات متحده]/ɪnˈθjuːziæzəm/
[بریتانیا]/ɪnˈθuːziæzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علاقه بزرگ، شور و شوق یا اشتیاق؛ چیزی که فرد نسبت به آن مشتاق است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

enthusiasm for

اشتیاق برای

with enthusiasm

با اشتیاق

creative enthusiasm

اشتیاق خلاق

جملات نمونه

her enthusiasm is catching.

اشتیاق او آمیز است.

her enthusiasm is contagious.

اشتیاق او مسری است.

his enthusiasm was unquenchable.

اشتیاق او قابل خاموش کردن نبود.

It was difficult to hold their enthusiasm in check.

مهار کردن اشتیاق آنها دشوار بود.

He is ebullient with enthusiasm.

او با اشتیاق سرشار است.

Her current enthusiasm is judo.

اشتیاق فعلی او به جودو است.

my enthusiasm was ebbing away .

اشتیاق من در حال تحلیل رفتن بود.

enthusiasm is a vital ingredient in all human endeavour.

اشتیاق یک جزء حیاتی در تمام تلاش های انسانی است.

her energy and enthusiasm for life.

انرژی و اشتیاق او به زندگی.

Their enthusiasm soon petered out.

اشتیاق آنها به زودی از بین رفت.

his enthusiasm for table tennis

اشتیاق او به تنیس میز

By that time her enthusiasm had cooled.

تا آن زمان اشتیاق او فروکش کرده بود.

The speech aroused the enthusiasm of the students.

سخنرانی شور و اشتیاق دانش‌آموزان را برانگیخت.

felt his enthusiasm draining.

احساس کرد که اشتیاق او تحلیل می رود.

By midday their enthusiasm had petered out.

تا ظهر اشتیاق آنها از بین رفته بود.

He is an ambitious young man full of enthusiasm and vitality.

او یک جوان جاه طلب، پر از شور و نشاط و سرزندگی است.

Her enthusiasm for him was beginning to wane.

اشتیاق او به او شروع به کاهش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید