chestnut

[ایالات متحده]/'tʃesnʌt/
[بریتانیا]/'tʃɛsnʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آجیل؛ رنگ قهوه‌ای تیره؛ نوعی درخت که میوه‌ی شاه‌بلوط تولید می‌کند؛ اسبی با پوشش رنگ قهوه‌ای تیره
adj. دارای رنگ قهوه‌ای تیره
Word Forms
جمعchestnuts

عبارات و ترکیب‌ها

roasted chestnuts

چرخشنده‌های برشته

chestnut tree

درخت چستن

chestnut flour

آرد چستن

water chestnut

چستن آبی

chinese chestnut

چستن چینی

horse chestnut

نسل اسب

chestnut soil

خاک چستن

جملات نمونه

chestnut is still in demand for fencing.

میخک چوبشی همچنان برای نرده‌سازی مورد تقاضا است.

a Scotswoman with a lovely head of chestnut hair

یک زن اسکاتلندی با چهره‌ای زیبا و موهای چستن.

the birds were singing in the chestnut trees.

پرندگان در درختان چستن آواز می‌خواندند.

We have a chestnut tree in the bottom of our garden.

ما یک درخت چستن در پایین باغ خود داریم.

The chestnut is being retired.

میخک چوبشی در حال بازنشستگی است.

Pinto, palomino, chestnut!You name it!

پینتو، پالومینو، چستن! هر چه اسمش را بگذارید!

Horse chestnut The medicinal qualities of their conkers, leaves and bark soothe varicose veins.

میخک چوبشی اسب. خواص دارویی دانه ها، برگ ها و پوست آنها باعث تسکین واریس می شود.

An antimicrobial agent was extracted from the stem of water chestnut with water, acid, or ethylalcohol.

یک عامل ضد میکروبی از ساقه چغال با آب، اسید یا اتانول استخراج شد.

the water permeability and retentiveness of purplish red feldsparthic sandstone are better than that of chestnut soil and;

نفوذپذیری و حفظ آب در سنگ ماسه ای فلدسپاریک سرخ بنفش بهتر از خاک چستن است.

The washed-our gluten farinograph extensograph and bread quality that was affected by the addition of chestnut powder were studied in this paper.

در این مقاله، اثرات افزودن پودر چستن بر کیفیت گلوتن، دستگاه کشش فارینوگراف و کیفیت نان مورد مطالعه قرار گرفت.

The application properties of local vegetable tannins in last 20 years were introduced,including mimosa,valonex,chestnut etc.

خواص کاربردی تانن های گیاهی محلی در 20 سال گذشته معرفی شد، از جمله میموزا، والونکس، چستن و غیره.

The peanuts and broken shells drop through (the) bottom and (are) separated by hand.The machine can also shell coffee, dry truff (jatropha), chestnuts and Nimenuts (neem nuts).

بادام زمینی و پوسته‌های شکسته از طریق قسمت پایین عبور کرده و به صورت دستی جدا می‌شوند. این دستگاه می‌تواند قهوه، تروف خشک (جتروفا)، چستن و آجیل نیم نیز جدا کند.

Health eat water chestnuts, which will enter the body Fasciolopsis with worms in the intestinal mucosa, can cause intestinal ulcers, diarrhea, or facial swelling.

مصرف هویج آبی (چستن آبی) باعث ورود Fasciolopsis به بدن همراه با کرم در مخاط روده می‌شود و می‌تواند باعث ایجاد زخم روده، اسهال یا تورم صورت شود.

The mink knitted pullover, the cut in fur patterns coat, very close to the body cocktail dresses in black velvet, marabou boleros and a magnificent top in chestnut glacé stitch with pleated patterns.

ژاکت پشمی خرگوش با بافت، کت با برش‌های الگوهای خز، بسیار نزدیک به تن، لباس‌های شبانه‌گاهی از مخمل مشکی، بولروهای مارابو و یک بلوز باشکوه با گلدوزی‌های چین‌دار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید