children

[ایالات متحده]/'tʃɪldrən/
[بریتانیا]/'tʃɪldrən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از جوانان، شامل پسران و دختران، که هنوز به بزرگسالی نرسیده‌اند
Word Forms
جمعchildrens

عبارات و ترکیب‌ها

young children

کودکان خردسال

adorable children

کودکان دوست‌داشتنی

children of israel

فرزندان اسرائیل

women and children

زنان و کودکان

wife and children

همسر و فرزندان

number of children

تعداد کودکان

children of god

فرزندان خدا

dependent children

کودکان متکدی

disadvantaged children

کودکان محروم

جملات نمونه

the children of Abraham.

فرزندان ابراهیم

The children are fighting.

کودکان در حال جنگ هستند.

The children are at play.

کودکان در حال بازی هستند.

Children are usually inquisitive.

کودکان معمولاً کنجکاو هستند.

children born with deformities.

کودکانی که با ناهنجاری به دنیا آمده اند.

children as young as eight.

کودکانی با سن هشت سالگی

how are the children?.

حالت کودکان چطور است؟

a lachrymose children's classic.

یک اثر کلاسیک کودکانه غم انگیز.

the children's retention of facts.

توانایی کودکان در به خاطر سپردن حقایق.

children in the top streams.

کودکانی در جریان های برتر.

A group of children dispersed.

یک گروه از کودکان پراکنده شدند.

The children mind well.

کودکان به خوبی دقت می‌کنند.

practise children in discipline

تمرین انضباط در کودکان

children of the same venter

کودکانی از یک رحم

نمونه‌های واقعی

Bless the children, give them triumph now.

خداوندان بچه‌ها را بیامرزد، اکنون به آنها پیروزی عطا کند.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

It's like asking to pick a favorite child.

این مثل این است که از کسی بخواهید از بین بچه‌هایش، مورد علاقه‌اش را انتخاب کند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

The Wife Takes The Child. The Wife Takes The Child.

همسر کودک را می‌گیرد. همسر کودک را می‌گیرد.

منبع: Twinkle, Twinkle, Little Star

My neighbors spoiled their children with lavish gifts.

همسایه‌های من بچه‌هایشان را با هدایای زیاد لوس کردند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

To raise my children to be respectful and successful.

برای تربیت فرزندانم تا محترم و موفق باشند.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

They were very strict with their children.

آنها در برخورد با فرزندانشان بسیار سختگیر بودند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

We put our pets before our own children sometimes.

گاهی اوقات حیوانات خانگی خود را مقدم بر فرزندان خود قرار می‌دهیم.

منبع: Learn listening with Lucy.

Some children will rebel against their parents' strict upbringing.

برخی از کودکان علیه تربیت سختگیرانه والدین خود شورش خواهند کرد.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

We expected the strongest correlation among anxious children.

ما انتظار داشتیم قوی‌ترین همبستگی را در بین کودکان مضطرب مشاهده کنیم.

منبع: Science in 60 Seconds December 2018 Collection

In Papa Westray, Scotland, the children go to school by ferry, too.

در پاپا وسترای، اسکاتلند، کودکان نیز با کشتی به مدرسه می‌روند.

منبع: People's Education Press PEP Elementary School English Grade 6 Upper Volume

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید