choleretic

[ایالات متحده]/ˌkɒləˈrɛtɪk/
[بریتانیا]/ˌkɑːləˈrɛtɪk/

ترجمه

n. یک ماده که ترشح صفرا از کبد را تحریک می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

choleretic effect

اثر胆汁刺激

choleretic agent

داروی胆汁‌برانگیز

choleretic response

پاسخ胆汁‌برانگیز

choleretic substances

مواد胆汁‌برانگیز

choleretic properties

ویژگی‌های胆汁‌برانگیز

choleretic drugs

داروهای胆汁‌برانگیز

choleretic compounds

ترکیبات胆汁‌برانگیز

choleretic activity

فعالیت胆汁‌برانگیز

choleretic mechanism

مکانیسم胆汁‌برانگیز

choleretic function

عملکرد胆汁‌برانگیز

جملات نمونه

the doctor prescribed a choleretic to improve bile flow.

پزشک داروی کلرزی برای بهبود جریان صفرا تجویز کرد.

choleretic agents can help in the digestion of fats.

عوامل کلرزی می‌توانند به هضم چربی‌ها کمک کنند.

many herbal remedies are known to have choleretic properties.

بسیاری از داروهای گیاهی به داشتن خواص کلرزی معروف هستند.

she took a choleretic supplement before her meal.

او قبل از غذا یک مکمل کلرزی مصرف کرد.

choleretic effects can vary among different individuals.

اثرات کلرزی می‌توانند در افراد مختلف متفاوت باشند.

some foods are naturally choleretic and aid digestion.

برخی غذاها به طور طبیعی کلرزی هستند و به هضم کمک می‌کنند.

research on choleretic substances is ongoing.

تحقیقات در مورد مواد کلرزی در حال انجام است.

a choleretic diet may benefit those with liver issues.

رژیم غذایی کلرزی ممکن است برای کسانی که مشکلات کبدی دارند مفید باشد.

patients were advised to use choleretic medications cautiously.

به بیماران توصیه شد که داروهاي کلرزی را با احتیاط مصرف کنند.

choleretic effects are often studied in pharmacology.

اثرات کلرزی اغلب در داروشناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید