anticholeretic

[ایالات متحده]/[ˌæntiˈkɒlərɪk]/
[بریتانیا]/[ˌæntiˈkɒlərɪk]/

ترجمه

n. یک دارو که علائم یا پیشگیری از کولرا را کاهش می‌دهد.
adj. کاهش دهنده یا پیشگیرنده از کولرا.

عبارات و ترکیب‌ها

anticholeretic effect

اثر ضد کلریتیک

using anticholeretic

استفاده از ضد کلریتیک

anticholeretic drug

داروی ضد کلریتیک

anticholeretic properties

خواص ضد کلریتیک

administering anticholeretic

تزریق ضد کلریتیک

anticholeretic action

عملکرد ضد کلریتیک

anticholeretic agent

ماده ضد کلریتیک

anticholeretic treatment

درمان ضد کلریتیک

anticholeretic response

پاسخ ضد کلریتیک

anticholeretic mechanism

مکانیسم ضد کلریتیک

جملات نمونه

the doctor prescribed an anticholeretic to alleviate her nausea.

دکتر یک داروی ضد کلرژن را برای کاهش احساس ناراحتی او نسخه داد.

he was given an anticholeretic before the surgery to reduce stomach acid.

قبل از جراحی، او یک داروی ضد کلرژن را برای کاهش اسید معده دریافت کرد.

anticholeretics can be effective in treating peptic ulcers.

داروهای ضد کلرژن می‌توانند در درمان زخم‌های معده موثر باشند.

the patient reported relief after taking the anticholeretic medication.

بیمار پس از مصرف داروی ضد کلرژن کاهش علائم را گزارش داد.

research suggests anticholeretics may help with irritable bowel syndrome symptoms.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که داروهای ضد کلرژن ممکن است در کمک به علائم اختلال روده پرخاشگر نقش داشته باشند.

side effects of anticholeretics can include dry mouth and blurred vision.

عوارض جانبی داروهای ضد کلرژن می‌تواند خشکی دهان و گم‌بینی باشد.

the nurse administered the anticholeretic intravenously.

پرستار داروی ضد کلرژن را به صورت داخل وریدی تزریق کرد.

an anticholeretic was added to his medication regimen for gastrointestinal issues.

یک داروی ضد کلرژن به رژیم دارویی او برای مشکلات گوارشی اضافه شد.

she carefully reviewed the anticholeretic's potential interactions with other drugs.

او به دقت تعاملات محتمل داروی ضد کلرژن با داروهای دیگر را بررسی کرد.

the study evaluated the efficacy of a new anticholeretic formulation.

این مطالعه کارایی یک فرمولاسیون جدید داروی ضد کلرژن را ارزیابی کرد.

the pharmacist explained the proper dosage of the anticholeretic.

داروساز دوز مناسب داروی ضد کلرژن را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید