chores

[ایالات متحده]/tʃɔːz/
[بریتانیا]/tʃɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع chore; وظایف کوچک، به ویژه وظایف خانگی; وظایف; کارهای غیرمعمول; کارهای دشوار

عبارات و ترکیب‌ها

do chores

انجام کارهای خانه

chores list

لیست کارها

household chores

کارهای خانه

daily chores

کارهای روزانه

chores schedule

برنامه کارهای خانه

share chores

تقسیم کارها

chores routine

روتین کارهای خانه

chores management

مدیریت کارها

weekly chores

کارهای هفتگی

chores assignment

واگذاری کارها

جملات نمونه

doing chores can be tiring after a long day.

انجام کارهای خانه بعد از یک روز طولانی می‌تواند خسته‌کننده باشد.

she divided the chores among her siblings.

او وظایف خانه را بین خواهر و برادرانش تقسیم کرد.

he always forgets to do his chores.

او همیشه فراموش می‌کند که کارهای خانه را انجام دهد.

they turned doing chores into a fun game.

آنها انجام کارهای خانه را به یک بازی سرگرم‌کننده تبدیل کردند.

chores are a great way to teach responsibility.

انجام کارهای خانه راهی عالی برای آموزش مسئولیت است.

she has a list of chores to complete each week.

او فهرستی از کارهایی دارد که باید هر هفته انجام دهد.

he feels accomplished after finishing his chores.

او بعد از انجام کارهای خانه احساس موفقیت می‌کند.

they often argue about who does the most chores.

آنها اغلب درباره اینکه چه کسی بیشتر کار می‌کند بحث می‌کنند.

chores can help keep the house organized.

انجام کارهای خانه می‌تواند به حفظ نظم خانه کمک کند.

she rewards her kids for completing their chores.

او به فرزندانش برای انجام کارهایشان پاداش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید