chronicled

[ایالات متحده]/ˈkrɒnɪkəld/
[بریتانیا]/ˈkrɑːnɪkəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به صورت زمانی ضبط یا نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

chronicled events

واقعه نگاری

chronicled history

تاریخ نگاری

chronicled journey

سفرنامه

chronicled stories

داستان های ثبت شده

chronicled experiences

تجربیات ثبت شده

chronicled achievements

دستاوردهای ثبت شده

chronicled moments

لحظات ثبت شده

chronicled facts

حقایق ثبت شده

chronicled milestones

آثار برجسته ثبت شده

جملات نمونه

the historian chronicled the events of the war in detail.

تاریخ‌نگار وقایع جنگ را با جزئیات شرح داد.

her diary chronicled her travels around the world.

دفتر خاطرات او سفر او به دور دنیا را شرح داد.

the documentary chronicled the rise and fall of the empire.

مستند، ظهور و سقوط امپراتوری را شرح داد.

the author chronicled the lives of famous scientists.

نویسنده زندگی دانشمندان مشهور را شرح داد.

the project chronicled the impact of climate change.

این پروژه تأثیر تغییرات آب و هوایی را شرح داد.

the journalist chronicled the protests in the city.

روزنامه‌نگار اعتراضات در شهر را شرح داد.

her memoir chronicled her experiences during the war.

خاطرات او تجربیات او را در طول جنگ شرح داد.

the exhibition chronicled the history of art in the region.

نمایشگاه تاریخ هنر در منطقه را شرح داد.

the researcher chronicled the changes in wildlife populations.

محقق تغییرات در جمعیت حیات وحش را شرح داد.

the film chronicled the life of a famous musician.

فیلم زندگی یک نوازنده مشهور را شرح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید