narrated

[ایالات متحده]/ˈnær.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈnɛr.eɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی نقلی از روایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

narrated story

داستان نقل شده

narrated documentary

مستند نقل شده

narrated film

فیلم نقل شده

narrated version

نسخه نقل شده

narrated tale

قصه‌ی نقل شده

narrated experience

تجربه‌ی نقل شده

narrated adventure

ماجراجویی نقل شده

narrated content

محتوای نقل شده

narrated scene

صحنه‌ی نقل شده

narrated history

تاریخ نقل شده

جملات نمونه

the story was narrated by a famous author.

داستان توسط یک نویسنده مشهور روایت شد.

he narrated his experience during the trip.

او تجربه خود را در طول سفر روایت کرد.

the documentary was narrated in a captivating way.

مستند به روشی جذاب روایت شد.

she narrated the events of the day with great detail.

او وقایع روز را با جزئیات فراوان روایت کرد.

the film was narrated from a child's perspective.

فیلم از دیدگاه یک کودک روایت شد.

the book was narrated in the first person.

کتاب به صورت اول شخص روایت شد.

he narrated a fascinating tale about his ancestors.

او داستانی جذاب درباره نیاکان خود روایت کرد.

the podcast is narrated by industry experts.

پادکست توسط متخصصان صنعت روایت می‌شود.

the play was narrated live on stage.

نمایش به طور زنده روی صحنه روایت شد.

she narrated the fairy tale to the children.

او داستان پریان را برای کودکان روایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید