chronicling

[ایالات متحده]/ˈkrɒnɪkəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkrɑːnɪkəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رویدادها را به ترتیب زمانی ثبت یا روایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

chronicling history

ثبت وقایع تاریخی

chronicling events

ثبت رویدادها

chronicling lives

ثبت زندگی‌ها

chronicling progress

ثبت پیشرفت‌ها

chronicling stories

ثبت داستان‌ها

chronicling experiences

ثبت تجربیات

chronicling journeys

ثبت سفرها

chronicling achievements

ثبت دستاوردها

chronicling culture

ثبت فرهنگ

chronicling changes

ثبت تغییرات

جملات نمونه

she is chronicling her travels through europe.

او سفر خود را در اروپا مستند می‌کند.

the documentary is chronicling the history of the city.

مستند در حال مستندسازی تاریخ شهر است.

he spent years chronicling the lives of local artists.

او سال‌ها زندگی هنرمندان محلی را مستند کرد.

they are chronicling the events of the last decade.

آنها وقایع دهه گذشته را مستند می‌کنند.

the book is chronicling the rise and fall of empires.

کتاب در حال مستندسازی ظهور و سقوط امپراتوری‌ها است.

she enjoys chronicling her family's history.

او از مستندسازی تاریخچه خانواده خود لذت می‌برد.

the artist is chronicling her creative process in a blog.

هنرمند فرآیند خلاقانه خود را در یک وبلاگ مستند می‌کند.

he is chronicling the changes in the environment over time.

او تغییرات محیط زیست را در طول زمان مستند می‌کند.

the journalist is chronicling the impact of the pandemic.

روزنامه‌نگار تأثیر همه‌گیری را مستند می‌کند.

they are chronicling the stories of survivors.

آنها داستان بازماندگان را مستند می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید