chugged

[ایالات متحده]/tʃʌɡd/
[بریتانیا]/tʃʌɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای کوتاه مداوم و یکنواختی تولید کرد

عبارات و ترکیب‌ها

chugged along

به جلو حرکت کرد

chugged away

دور رفت

chugged back

برگشت

chugged up

بالا رفت

chugged down

پایین آمد

chugged forth

به جلو رفت

chugged past

از کنارش گذشت

chugged on

ادامه داد

chugged through

از میان آن عبور کرد

chugged round

دور زد

جملات نمونه

the train chugged along the tracks.

قطار در طول مسیر به حرکت ادامه داد.

he chugged his drink before the race.

او قبل از مسابقه نوشیدنی خود را سریع نوشید.

the old steam engine chugged to life.

دیگ بخار قدیمی به حرکت درآمد.

she chugged down the hill on her bike.

او با دوچرخه خود از تپه به پایین سریع حرکت کرد.

they chugged through the fog in the boat.

آنها در قایق از میان مه عبور کردند.

the coffee chugged down my throat.

قهوه به سرعت وارد گلویم شد.

the car chugged up the steep hill.

ماشین با سختی از تپه شیب‌دار بالا رفت.

he chugged along with the music in the car.

او با موسیقی در ماشین به حرکت ادامه داد.

the engine chugged as it warmed up.

همانطور که موتور گرم می‌شد، به حرکت ادامه داد.

she chugged her water after the workout.

او بعد از تمرین آب خود را سریع نوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید