gulped down
بلعید
gulped loudly
با صدای بلند بلعید
gulped nervously
با اضطراب بلعید
gulped quickly
به سرعت بلعید
gulped in
بلعید
gulped air
بلعیدن هوا
gulped water
بلعیدن آب
gulped fear
بلعیدن ترس
gulped surprise
بلعیدن تعجب
gulped hard
سخت بلعید
she gulped down her drink in one go.
او جرعه جرعه نوشیدنی خود را یکجا سر کشید.
he gulped nervously before speaking in public.
او قبل از صحبت کردن در حضور عموم با اضطراب جرعه جرعه نوشید.
the child gulped when he saw the roller coaster.
وقتی کودک قطار کوکی را دید، جرعه جرعه نوشید.
she gulped at the price of the new phone.
او با دیدن قیمت گوشی جدید، جرعه جرعه نوشید.
he gulped with excitement when he won the lottery.
وقتی در لاتاری برنده شد، با هیجان جرعه جرعه نوشید.
they gulped down their food before the movie started.
آنها قبل از شروع فیلم، غذاهای خود را یکجا سر کشیدند.
she gulped in disbelief at the news.
او با ناباوری، با دیدن خبر، جرعه جرعه نوشید.
he gulped when he realized he was late.
وقتی متوجه شد که دیر کرده، جرعه جرعه نوشید.
the dog gulped its food in seconds.
سگ غذا را در عرض چند ثانیه یکجا سر کشید.
she gulped back tears during the sad movie.
او در طول فیلم غم انگیز، اشک های خود را سرکوب کرد.
gulped down
بلعید
gulped loudly
با صدای بلند بلعید
gulped nervously
با اضطراب بلعید
gulped quickly
به سرعت بلعید
gulped in
بلعید
gulped air
بلعیدن هوا
gulped water
بلعیدن آب
gulped fear
بلعیدن ترس
gulped surprise
بلعیدن تعجب
gulped hard
سخت بلعید
she gulped down her drink in one go.
او جرعه جرعه نوشیدنی خود را یکجا سر کشید.
he gulped nervously before speaking in public.
او قبل از صحبت کردن در حضور عموم با اضطراب جرعه جرعه نوشید.
the child gulped when he saw the roller coaster.
وقتی کودک قطار کوکی را دید، جرعه جرعه نوشید.
she gulped at the price of the new phone.
او با دیدن قیمت گوشی جدید، جرعه جرعه نوشید.
he gulped with excitement when he won the lottery.
وقتی در لاتاری برنده شد، با هیجان جرعه جرعه نوشید.
they gulped down their food before the movie started.
آنها قبل از شروع فیلم، غذاهای خود را یکجا سر کشیدند.
she gulped in disbelief at the news.
او با ناباوری، با دیدن خبر، جرعه جرعه نوشید.
he gulped when he realized he was late.
وقتی متوجه شد که دیر کرده، جرعه جرعه نوشید.
the dog gulped its food in seconds.
سگ غذا را در عرض چند ثانیه یکجا سر کشید.
she gulped back tears during the sad movie.
او در طول فیلم غم انگیز، اشک های خود را سرکوب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید