gulped

[ایالات متحده]/ɡʌlpt/
[بریتانیا]/ɡʌlpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت یا با حرص خوردن یا بلعیدن؛ به عمق استنشاق کردن؛ خفه شدن یا به دلیل احساس نتوانستن صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gulped down

بلعید

gulped loudly

با صدای بلند بلعید

gulped nervously

با اضطراب بلعید

gulped quickly

به سرعت بلعید

gulped in

بلعید

gulped air

بلعیدن هوا

gulped water

بلعیدن آب

gulped fear

بلعیدن ترس

gulped surprise

بلعیدن تعجب

gulped hard

سخت بلعید

جملات نمونه

she gulped down her drink in one go.

او جرعه جرعه نوشیدنی خود را یکجا سر کشید.

he gulped nervously before speaking in public.

او قبل از صحبت کردن در حضور عموم با اضطراب جرعه جرعه نوشید.

the child gulped when he saw the roller coaster.

وقتی کودک قطار کوکی را دید، جرعه جرعه نوشید.

she gulped at the price of the new phone.

او با دیدن قیمت گوشی جدید، جرعه جرعه نوشید.

he gulped with excitement when he won the lottery.

وقتی در لاتاری برنده شد، با هیجان جرعه جرعه نوشید.

they gulped down their food before the movie started.

آنها قبل از شروع فیلم، غذاهای خود را یکجا سر کشیدند.

she gulped in disbelief at the news.

او با ناباوری، با دیدن خبر، جرعه جرعه نوشید.

he gulped when he realized he was late.

وقتی متوجه شد که دیر کرده، جرعه جرعه نوشید.

the dog gulped its food in seconds.

سگ غذا را در عرض چند ثانیه یکجا سر کشید.

she gulped back tears during the sad movie.

او در طول فیلم غم انگیز، اشک های خود را سرکوب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید