civility

[ایالات متحده]/səˈvɪləti/
[بریتانیا]/səˈvɪləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادب، وقار، آداب.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

act with civility

با احترام رفتار کنید

maintain civility

حفظ احترام

practice civility

عمل به احترام

lack of civility

نبودن احترام

جملات نمونه

show civility to a guest

نشان دادن احترام و مؤدب بودن با مهمان

she was exchanging civilities with his mother.

او با مادرش با احترام و مؤدبانه صحبت می‌کرد.

He greeted us with civility.

او با احترام با ما خوش و بش کرد.

We exchanged a few civilities.

ما چند صحبت مؤدبانه با هم رد و بدل کردیم.

I hope we can treat each other with civility and respect.

امیدوارم بتوانیم با احترام و ادب با یکدیگر رفتار کنیم.

maintain civility in public discourse

حفظ احترام و مؤدب بودن در بحث‌های عمومی

show civility towards others

نشان دادن احترام و مؤدب بودن نسبت به دیگران

practice civility in everyday interactions

تمرین کردن احترام و مؤدب بودن در تعاملات روزمره

promote civility in online conversations

ترویج احترام و مؤدب بودن در گفتگوهای آنلاین

civility is essential in a diverse society

احترام و مؤدب بودن در یک جامعه متنوع ضروری است.

lack of civility can lead to conflicts

نبودن احترام و مؤدب بودن می‌تواند منجر به درگیری‌ها شود.

civility fosters a positive work environment

احترام و مؤدب بودن یک محیط کار مثبت را تقویت می‌کند.

civility is a sign of respect

احترام و مؤدب بودن نشانه‌ای از احترام است.

civility should be practiced in all interactions

احترام و مؤدب بودن باید در همه تعاملات رعایت شود.

civility promotes understanding and cooperation

احترام و مؤدب بودن درک و همکاری را ترویج می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید