respectful

[ایالات متحده]/rɪˈspektfl/
[بریتانیا]/rɪˈspektfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مؤدب; نشان‌دهنده احترام.

عبارات و ترکیب‌ها

respectful gestures

حرکات محترمانه

respectful language

زبان محترمانه

respectful attitude

حرفه‌ای

جملات نمونه

It is important to be respectful towards your elders.

احترام گذاشتن در برابر بزرگترها مهم است.

She gave a respectful nod to her boss.

او به احترام به رئیس خود سر تکان داد.

He spoke in a respectful tone to show his admiration.

او با لحنی محترمانه صحبت کرد تا تحسین خود را نشان دهد.

A respectful attitude is key in building strong relationships.

داشتن رفتاری محترمانه برای ایجاد روابط قوی ضروری است.

The students were asked to address the teacher in a respectful manner.

از دانش آموزان خواسته شد که به روشی محترمانه با معلم صحبت کنند.

She received a respectful applause after her speech.

او پس از سخنرانی خود تشویق محترمانه دریافت کرد.

He always speaks about his parents in a respectful way.

او همیشه در مورد والدین خود به روشی محترمانه صحبت می کند.

The team showed a respectful attitude towards their opponents.

تیم نگرشی محترمانه نسبت به حریفان خود نشان داد.

It's important to be respectful of other people's opinions.

مهم است که به نظر دیگران احترام بگذارید.

She handled the situation with a respectful demeanor.

او با رفتاری محترمانه با این وضعیت برخورد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید