civvy

[ایالات متحده]/'sivi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غیرنظامی; لباس غیررسمی
Word Forms
جمعcivvies

عبارات و ترکیب‌ها

civvy clothes

لباس غیرنظامی

civvy street

خیابان غیرنظامی

civvy life

زندگی غیرنظامی

جملات نمونه

civvy n.

غیرنظامی

People in civvy street have an easy life.

مردم در خیابان‌های غیرنظامی زندگی آسانی دارند.

fliers who left the services for civvy airlines.

خلبانانی که خدمات را برای خطوط هوایی غیرنظامی ترک کردند.

ex-Service people starting life on Civvy Street.

افراد سابقه‌دار شروع به زندگی در خیابان غیرنظامی کردند.

There were six guards roaming the estate, all goons in civvies so as not to attract attention.

شش نگهبان در حال گشت زنی در املاک بودند، همه با لباس‌های غیرنظامی به گونه‌ای که توجه را جلب نکنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید