clamp

[ایالات متحده]/klæmp/
[بریتانیا]/klæmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. محکم کردن یا ثابت کردن در محل با گیره
n. دستگاهی که برای گیره زدن استفاده می‌شود یا نوعی انبر.
Word Forms
قسمت سوم فعلclamped
صفت یا فعل حال استمراریclamping
جمعclamps
شکل سوم شخص مفردclamps
زمان گذشتهclamped

عبارات و ترکیب‌ها

wood clamp

گیره چوبی

clamp down

محکم کردن

hose clamp

گیره شلنگ

C-clamp

گیره C

clamp tool

ابزار گیره

clamp tightly

به شدت محکم کردن

spring clamp

گیره فنری

clamp onto

گیره کردن روی

bar clamp

گیره میله ای

clamp down on

محکم کردن روی

patch clamp

گیره پچ

clamp on

گیره کردن

pipe clamp

گیره لوله

clamp plate

صفحه گیره

earth clamp

گیره زمین

wire clamp

گیره سیم

cable clamp

گیره کابل

جملات نمونه

fix the clamp on a rail.

تعویض بست روی ریل

They clamped down on the newspapers.

آنها محدودیت‌هایی را برای روزنامه‌ها اعمال کردند.

clamped a tax on imports.

مالیات بر واردات وضع کرد.

clamping down on environment polluters.

محدود کردن آلاینده‌های محیط زیست

the sander is clamped on to the edge of a workbench.

سندربا بست به لبه یک میز کار محکم شده است.

There are stage clamps available to attach the stage to the substage of the microscope.

بست‌های صحنه ای در دسترس هستند تا صحنه را به زیر صحنه میکروسکوپ متصل کنند.

Try to clamp these two blocks of wood together.

سعی کنید این دو قطعه چوب را با هم بست کنید.

the two frames are clamped together .

دو قاب با هم بست شده‌اند.

Mechanic tool clamping with belleville washers, hydraulic release.

ابزار مکانیکی بستن با رینگ‌های بلویل، آزاد سازی هیدرولیک.

The police are going to clamp down on illegal stock exchange activities in the streets.

پلیس قصد دارد فعالیت‌های غیرقانونی بازار سهام را در خیابان‌ها محدود کند.

Clamp the two pieces of wood together until the glue dries.

دو قطعه چوب را تا خشک شدن چسب با هم بست کنید.

He used a clamp to hold the arm on the chair until the glue dried.

او از یک بست برای نگه داشتن بازوی صندلی تا خشک شدن چسب استفاده کرد.

Maggie had to clamp a hand over her mouth to stop herself from laughing.

مگی مجبور شد دستش را جلوی دهانش بگیرد تا نتواند جلوی خنده خود را بگیرد.

This article studies the application value of disposable umbilical cord clamp and amputator during gravida childbirth.

این مقاله کاربرد بست بند ناف اطفال یکبار مصرف و آمپوتاتور در هنگام زایمان را بررسی می‌کند.

According to the characteristic of different projectile and base adapter, pin type tool, eccentric type tool and cuneal type clamp are designed and mainly studied.

بر اساس ویژگی‌های مختلف پرتابه و آداپتور پایه، ابزار نوع پین، ابزار نوع شعاعی و گیره نوع عطف طراحی و عمدتاً مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

METHODS: The kinetic properties of IK were measured by cell-attached mode of patche-clamp technique.

روش‌ها: خواص جنبشی IK با استفاده از تکنیک بست سلولی متصل به سلول اندازه‌گیری شد.

Peak currents were recorded in HEK293 cells treated by rocuronium, vecuronium, atracurium individually using whole cell patch clamp technique.

جریان‌های اوج در سلول‌های HEK293 که با روکورونیوم، و کورونیوم، آتریکوریوم به طور جداگانه با استفاده از تکنیک بست سلول کامل و بست سلولی اندازه‌گیری شدند.

16.The lathe chuck is used for chuching the work that is for clamping it so that is will rotate without mobbling whiler urning.

16. چاک تورک برای گرفتن کار استفاده می شود که برای بستن آن است تا در حین چرخیدن بدون لرزش بچرخد.

Conclusion The hypothermia,extracorporeal circulation,clamp of aorta and drugs,etc.can lead to decrease of HRV in cardiac surgery.The resume of autonomic cardioneural system was a slow process.

نتیجه‌گیری: هایپوترمی، گردش خون خارج از بدن، بستن آئورت و داروها و غیره می‌توانند منجر به کاهش HRV در جراحی قلب شوند. بازیابی سیستم عصبی قلبی خودكار یک فرآیند آهسته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید