clasps

[ایالات متحده]/klɑːsps/
[بریتانیا]/klæspz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محکم نگه می‌دارد
n. قلاب‌ها؛ بست‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

metal clasps

سگک‌های فلزی

plastic clasps

سگک‌های پلاستیکی

clip clasps

سگک‌های گیره‌ای

snap clasps

سگک‌های اسنپ

hook clasps

سگک‌های قلابی

toggle clasps

سگک‌های تگلی

lobster clasps

سگک‌های خرچنگ

buckle clasps

سگک‌های سگکی

chain clasps

سگک‌های زنجیری

decorative clasps

سگک‌های تزئینی

جملات نمونه

she clasps her hands tightly when she is nervous.

وقتی عصبی است، دستانش را محکم در دست می‌گیرد.

the necklace clasps easily with a simple hook.

گردنبند به راحتی با یک قلاب ساده بسته می‌شود.

he clasps the trophy in victory.

او جام را در پیروزی در دست می‌گیرد.

the child clasps her teddy bear for comfort.

کودک برای آرامش خرس عرکسی خود را در آغوش می‌گیرد.

she clasps the book to her chest as she reads.

او کتاب را در حالی که می‌خواند، به سینه‌اش می‌چسباند.

the clasp on my purse broke last night.

قلاب کیف من شب گذشته شکست.

he gently clasps her shoulder to reassure her.

او به آرامی دستش را روی شانه‌اش می‌گذارد تا او را آرام کند.

the bracelet clasps securely, preventing it from falling off.

دستبند به طور ایمن بسته می‌شود و از افتادن آن جلوگیری می‌کند.

she clasps her fingers together in prayer.

او دستانش را در دعا به هم می‌چسباند.

the clasp on the watch is quite intricate.

قلاب ساعت بسیار پیچیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید