metal clasps
سگکهای فلزی
plastic clasps
سگکهای پلاستیکی
clip clasps
سگکهای گیرهای
snap clasps
سگکهای اسنپ
hook clasps
سگکهای قلابی
toggle clasps
سگکهای تگلی
lobster clasps
سگکهای خرچنگ
buckle clasps
سگکهای سگکی
chain clasps
سگکهای زنجیری
decorative clasps
سگکهای تزئینی
she clasps her hands tightly when she is nervous.
وقتی عصبی است، دستانش را محکم در دست میگیرد.
the necklace clasps easily with a simple hook.
گردنبند به راحتی با یک قلاب ساده بسته میشود.
he clasps the trophy in victory.
او جام را در پیروزی در دست میگیرد.
the child clasps her teddy bear for comfort.
کودک برای آرامش خرس عرکسی خود را در آغوش میگیرد.
she clasps the book to her chest as she reads.
او کتاب را در حالی که میخواند، به سینهاش میچسباند.
the clasp on my purse broke last night.
قلاب کیف من شب گذشته شکست.
he gently clasps her shoulder to reassure her.
او به آرامی دستش را روی شانهاش میگذارد تا او را آرام کند.
the bracelet clasps securely, preventing it from falling off.
دستبند به طور ایمن بسته میشود و از افتادن آن جلوگیری میکند.
she clasps her fingers together in prayer.
او دستانش را در دعا به هم میچسباند.
the clasp on the watch is quite intricate.
قلاب ساعت بسیار پیچیده است.
metal clasps
سگکهای فلزی
plastic clasps
سگکهای پلاستیکی
clip clasps
سگکهای گیرهای
snap clasps
سگکهای اسنپ
hook clasps
سگکهای قلابی
toggle clasps
سگکهای تگلی
lobster clasps
سگکهای خرچنگ
buckle clasps
سگکهای سگکی
chain clasps
سگکهای زنجیری
decorative clasps
سگکهای تزئینی
she clasps her hands tightly when she is nervous.
وقتی عصبی است، دستانش را محکم در دست میگیرد.
the necklace clasps easily with a simple hook.
گردنبند به راحتی با یک قلاب ساده بسته میشود.
he clasps the trophy in victory.
او جام را در پیروزی در دست میگیرد.
the child clasps her teddy bear for comfort.
کودک برای آرامش خرس عرکسی خود را در آغوش میگیرد.
she clasps the book to her chest as she reads.
او کتاب را در حالی که میخواند، به سینهاش میچسباند.
the clasp on my purse broke last night.
قلاب کیف من شب گذشته شکست.
he gently clasps her shoulder to reassure her.
او به آرامی دستش را روی شانهاش میگذارد تا او را آرام کند.
the bracelet clasps securely, preventing it from falling off.
دستبند به طور ایمن بسته میشود و از افتادن آن جلوگیری میکند.
she clasps her fingers together in prayer.
او دستانش را در دعا به هم میچسباند.
the clasp on the watch is quite intricate.
قلاب ساعت بسیار پیچیده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید