embraces

[ایالات متحده]/ɪmˈbreɪsɪz/
[بریتانیا]/ɪmˈbreɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از در آغوش گرفتن؛ شامل شدن؛ در بر داشتن؛ پذیرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

life embraces

زندگی را در آغوش می‌گیرد

love embraces

عشق را در آغوش می‌گیرد

change embraces

تغییر را در آغوش می‌گیرد

nature embraces

طبیعت را در آغوش می‌گیرد

community embraces

جامعه را در آغوش می‌گیرد

culture embraces

فرهنگ را در آغوش می‌گیرد

freedom embraces

آزادی را در آغوش می‌گیرد

diversity embraces

تنوع را در آغوش می‌گیرد

innovation embraces

نوآوری را در آغوش می‌گیرد

opportunity embraces

فرصت را در آغوش می‌گیرد

جملات نمونه

she embraces change as a part of life.

او تغییر را به عنوان بخشی از زندگی می پذیرد.

the community embraces diversity and inclusion.

جامعه از تنوع و شمول استقبال می کند.

he embraces new technologies with enthusiasm.

او با اشتیاق فناوری های جدید را می پذیرد.

our school embraces innovative teaching methods.

مدرسه ما روش های تدریس نوآورانه را می پذیرد.

the organization embraces a culture of teamwork.

سازمان فرهنگ کار گروهی را می پذیرد.

she embraces her role as a leader.

او نقش خود را به عنوان یک رهبر می پذیرد.

he embraces every opportunity to learn.

او از هر فرصتی برای یادگیری استفاده می کند.

the festival embraces local traditions and customs.

جشنواره از سنت ها و آداب و رسوم محلی استقبال می کند.

they embrace sustainability in their business practices.

آنها پایداری را در شیوه های تجاری خود می پذیرند.

she embraces her uniqueness and encourages others to do the same.

او از منحصر به فرد بودن خود لذت می برد و دیگران را نیز به انجام همین کار تشویق می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید