claustrophobia

[ایالات متحده]/ˌklɔːstrə'fəʊbɪə/
[بریتانیا]/'klɔstrə'fobɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترس از بودن در فضاهای محصور یا محدود.
Word Forms

جملات نمونه

She experiences claustrophobia in small, enclosed spaces.

او در فضاهای کوچک و بسته احساس اضطراب شدید می‌کند.

His claustrophobia prevents him from taking elevators.

اضطراب او از سوار شدن به آسانسور جلوگیری می‌کند.

Claustrophobia can be triggered by crowded places or tight clothing.

اضطراب می‌تواند توسط مکان‌های شلوغ یا لباس‌های تنگ تحریک شود.

People with claustrophobia may avoid traveling in airplanes.

افراد مبتلا به اضطراب ممکن است از سفر در هواپیما خودداری کنند.

The MRI machine can induce claustrophobia in some patients.

دستگاه MRI می‌تواند باعث ایجاد اضطراب در برخی از بیماران شود.

Claustrophobia is a common phobia that can be treated with therapy.

اضطراب یک فوبیای شایع است که می‌توان آن را با درمان درمان کرد.

He felt a surge of claustrophobia as the walls closed in around him.

همانطور که دیوارها دور او جمع می‌شدند، او یک موج اضطراب احساس کرد.

Claustrophobia can lead to panic attacks in some individuals.

اضطراب می‌تواند باعث حملات وحشت در برخی از افراد شود.

The tight spaces of the cave triggered her claustrophobia.

فضاهای تنگ غار باعث ایجاد اضطراب او شد.

Her claustrophobia made it difficult for her to ride in the crowded subway.

اضطراب او باعث می‌شد سوار شدن به متروی شلوغ برای او دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید