| جمع | anxieties |
anxiety disorder
اختلال اضطراب
anxiety for sth
اضطراب برای چیزی
test anxiety
اضطراب امتحان
trait anxiety
اضطراب ویژگی
anxiety neurosis
نوروتیس اضطراب
generalized anxiety disorder
اختلال اضطراب فراگیر
performance anxiety
اضطراب عملکرد
Their anxiety was such that they could not sleep.
اضطراب آنها به گونه ای بود که نمی توانستند بخوابند.
my anxiety to make a good impression.
اضطراب من برای ایجاد یک تاثیر خوب.
the housekeeper's eager anxiety to please.
اضطراب مشتاقانه متصدی خانه برای خرسندی.
anxiety about national decline and incohesion.
اضطراب در مورد نزول و عدم انسجام ملی.
the manifestation of anxiety over disease.
ظاهر اضطراب در مورد بیماری.
Their anxieties were put asleep.
اضطراب های آنها به خواب رفت.
There is a note of anxiety in her voice.
در صدای او نکته ای از اضطراب وجود دارد.
What's the origin of your anxiety?
ریشه اضطراب شما چیست؟
documents that were committed to the bank's trust. See also Synonyms at anxiety
مدارکی که به اعتماد بانک سپرده شده بودند. همچنین به مترادف ها در اضطراب مراجعه کنید.
He expressed anxiety that it should be done in no time.
او اضطراب خود را ابراز کرد که باید در مدت زمان کوتاهی انجام شود.
anxiety that outlasted its cause.
اضطرابی که از علت خود بیشتر دوام آورد.
preadult anxieties; the preadult morph.
اضطراب های پیش از بلوغ؛ مورفولوژی پیش از بلوغ.
Her mother's anxiety was apparent to everyone.
اضطراب مادرش برای همه آشکار بود.
We feel great anxiety about the general engineer's sickness.
ما نگران بیماری مهندس ارشد بسیار نگران هستیم.
Anxiety gnawed at his heart.
اضطراب قلب او را می جواند.
Some anxiety still lurked in her mind.
هنوز هم اضطرابی در ذهن او وجود داشت.
anxiety disorder
اختلال اضطراب
anxiety for sth
اضطراب برای چیزی
test anxiety
اضطراب امتحان
trait anxiety
اضطراب ویژگی
anxiety neurosis
نوروتیس اضطراب
generalized anxiety disorder
اختلال اضطراب فراگیر
performance anxiety
اضطراب عملکرد
Their anxiety was such that they could not sleep.
اضطراب آنها به گونه ای بود که نمی توانستند بخوابند.
my anxiety to make a good impression.
اضطراب من برای ایجاد یک تاثیر خوب.
the housekeeper's eager anxiety to please.
اضطراب مشتاقانه متصدی خانه برای خرسندی.
anxiety about national decline and incohesion.
اضطراب در مورد نزول و عدم انسجام ملی.
the manifestation of anxiety over disease.
ظاهر اضطراب در مورد بیماری.
Their anxieties were put asleep.
اضطراب های آنها به خواب رفت.
There is a note of anxiety in her voice.
در صدای او نکته ای از اضطراب وجود دارد.
What's the origin of your anxiety?
ریشه اضطراب شما چیست؟
documents that were committed to the bank's trust. See also Synonyms at anxiety
مدارکی که به اعتماد بانک سپرده شده بودند. همچنین به مترادف ها در اضطراب مراجعه کنید.
He expressed anxiety that it should be done in no time.
او اضطراب خود را ابراز کرد که باید در مدت زمان کوتاهی انجام شود.
anxiety that outlasted its cause.
اضطرابی که از علت خود بیشتر دوام آورد.
preadult anxieties; the preadult morph.
اضطراب های پیش از بلوغ؛ مورفولوژی پیش از بلوغ.
Her mother's anxiety was apparent to everyone.
اضطراب مادرش برای همه آشکار بود.
We feel great anxiety about the general engineer's sickness.
ما نگران بیماری مهندس ارشد بسیار نگران هستیم.
Anxiety gnawed at his heart.
اضطراب قلب او را می جواند.
Some anxiety still lurked in her mind.
هنوز هم اضطرابی در ذهن او وجود داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید