| جمع | clavicles |
Methods To fixup internally by Luowenke s needle on 48 cases of displacement clavicle fracture.
روشهای رفع داخلی توسط سوزن لوونکه در 48 مورد شکستگی ترقوه جابجا.
There were more complication, the main were fracture ( rib, cranial bone and clavicle), shock, pneumoatothorax, pneu-mohydrothorax, hydropneumothorax.
عوارض بیشتری وجود داشت، مهمترین آنها شکستگی (دنده، استخوان جمجمه و ترقوه)، شوک، پنوموتوراکس، پنوموهیدروتراکس، هیدروپنوموتوراکس بود.
She broke her clavicle in a skiing accident.
او در اثر حادثه اسکی ترقوه خود را شکست.
The clavicle is also known as the collarbone.
ترقوه همچنین به عنوان استخوان ترقوه شناخته میشود.
He felt a sharp pain in his clavicle when he fell.
وقتی افتاد، او درد شدیدی در ترقوه خود احساس کرد.
The clavicle provides support for the shoulder.
ترقوه از شانه حمایت میکند.
The doctor examined the patient's clavicle for any fractures.
پزشک ترقوه بیمار را برای بررسی شکستگی معاینه کرد.
She wore a sling to support her injured clavicle.
او از یک آویز برای حمایت از ترقوه آسیبدیده خود استفاده کرد.
The clavicle is a long bone that connects the arm to the body.
ترقوه یک استخوان بلند است که دست را به بدن متصل میکند.
He felt a dull ache in his clavicle after the accident.
پس از حادثه، او درد مبهمی در ترقوه خود احساس کرد.
The clavicle is one of the most commonly fractured bones.
ترقوه یکی از استخوانهایی است که بیشتر دچار شکستگی میشود.
She had surgery to repair her fractured clavicle.
او برای ترمیم شکستگی ترقوه خود عمل جراحی کرد.
Methods To fixup internally by Luowenke s needle on 48 cases of displacement clavicle fracture.
روشهای رفع داخلی توسط سوزن لوونکه در 48 مورد شکستگی ترقوه جابجا.
There were more complication, the main were fracture ( rib, cranial bone and clavicle), shock, pneumoatothorax, pneu-mohydrothorax, hydropneumothorax.
عوارض بیشتری وجود داشت، مهمترین آنها شکستگی (دنده، استخوان جمجمه و ترقوه)، شوک، پنوموتوراکس، پنوموهیدروتراکس، هیدروپنوموتوراکس بود.
She broke her clavicle in a skiing accident.
او در اثر حادثه اسکی ترقوه خود را شکست.
The clavicle is also known as the collarbone.
ترقوه همچنین به عنوان استخوان ترقوه شناخته میشود.
He felt a sharp pain in his clavicle when he fell.
وقتی افتاد، او درد شدیدی در ترقوه خود احساس کرد.
The clavicle provides support for the shoulder.
ترقوه از شانه حمایت میکند.
The doctor examined the patient's clavicle for any fractures.
پزشک ترقوه بیمار را برای بررسی شکستگی معاینه کرد.
She wore a sling to support her injured clavicle.
او از یک آویز برای حمایت از ترقوه آسیبدیده خود استفاده کرد.
The clavicle is a long bone that connects the arm to the body.
ترقوه یک استخوان بلند است که دست را به بدن متصل میکند.
He felt a dull ache in his clavicle after the accident.
پس از حادثه، او درد مبهمی در ترقوه خود احساس کرد.
The clavicle is one of the most commonly fractured bones.
ترقوه یکی از استخوانهایی است که بیشتر دچار شکستگی میشود.
She had surgery to repair her fractured clavicle.
او برای ترمیم شکستگی ترقوه خود عمل جراحی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید