clayey

[ایالات متحده]/ˈkleɪ.i/
[بریتانیا]/ˈkleɪ.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خاکی یا شبیه خاک; حاوی خاک; گلی; شبیه خاک

عبارات و ترکیب‌ها

clayey soil

خاک رسی

clayey texture

بافت رسی

clayey deposits

رسوبات رسی

clayey material

مواد رسی

clayey layer

لایه رسی

clayey mixture

مخلوط رسی

clayey ground

زمین رسی

clayey rock

سنگ رسی

clayey field

زمین رسی

clayey structure

ساختار رسی

جملات نمونه

the soil in this area is very clayey.

خاک در این منطقه بسیار رسی است.

clayey materials are often used in pottery.

مواد رسی اغلب در سفالگری استفاده می شوند.

the clayey texture makes it difficult for plants to grow.

بافت رسی باعث می شود رشد گیاهان دشوار باشد.

he enjoys working with clayey substances for his art.

او از کار با مواد رسی برای هنر خود لذت می برد.

the clayey landscape is perfect for hiking.

مناظر رسی برای پیاده روی عالی است.

farmers often struggle with clayey soil during the rainy season.

کشاورزان اغلب در فصل بارانی با خاک رسی دست و پنجه نرم می کنند.

her hands were covered in clayey mud after the project.

بعد از پروژه، دست های او با گل رس پوشیده شده بود.

they found clayey deposits near the riverbank.

آنها رسوبات رسی را در نزدیکی ساحل رودخانه کشف کردند.

the clayey consistency of the mixture is ideal for sculpting.

درشت رسی مخلوط برای مجسمه سازی ایده آل است.

her garden has a lot of clayey patches that need improvement.

باغ او نقاط رسی زیادی دارد که نیاز به بهبود دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید