clearboard

[ایالات متحده]/ˈklɪərˌbɔːd/
[بریتانیا]/ˈklɪrˌbɔːrd/

ترجمه

noun تخته سفید یا سیاهگاهی که پاک شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

clearboard marker

ماژیک وایت‌بورد

clearboard surface

سطح وایت‌بورد

clearboard cleaner

پاک‌کننده وایت‌بورد

clearboard eraser

پاک‌کن وایت‌بورد

clearboard pen

قلم وایت‌بورد

clearboard display

نمایشگر وایت‌بورد

clearboard sheet

برگ وایت‌بورد

clearboard frame

قاب وایت‌بورد

clearboard set

ست وایت‌بورد

clearboard stand

استند وایت‌بورد

جملات نمونه

the teacher wrote the lesson plan on the clearboard.

معلم طرح درس را روی تخته شفاف نوشت.

we need to clean the clearboard before the meeting.

ما باید قبل از جلسه تخته شفاف را تمیز کنیم.

she used a marker to draw on the clearboard.

او از ماژیک برای کشیدن روی تخته شفاف استفاده کرد.

the clearboard is great for brainstorming ideas.

تخته شفاف برای بارش مغز ایده ها عالی است.

he explained the concept using the clearboard.

او مفهوم را با استفاده از تخته شفاف توضیح داد.

they displayed the project timeline on the clearboard.

آنها جدول زمانی پروژه را روی تخته شفاف به نمایش گذاشتند.

after the presentation, we erased everything from the clearboard.

پس از ارائه، ما همه چیز را از روی تخته شفاف پاک کردیم.

the clearboard allows for easy corrections during the lecture.

تخته شفاف امکان اصلاحات آسان در طول سخنرانی را فراهم می کند.

using a clearboard helps visualize complex problems.

استفاده از تخته شفاف به تجسم مشکلات پیچیده کمک می کند.

he prefers a clearboard over a traditional blackboard.

او ترجیح می دهد از یک تخته شفاف به جای یک تخته سیاه سنتی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید