clotting-factor

[ایالات متحده]/[ˈklɒtɪŋ ˈfæktə]/
[بریتانیا]/[ˈklɒtɪŋ ˈfæktər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پروتئین مربوط به فرایند تشکیل جلّه خون؛ هر یک از چند پروتئین مربوط به زنجیرهٔ جلّه‌ای.

جملات نمونه

the patient's clotting-factor levels were significantly low.

سطح عوامل جویینگ بیمار به طور معنی داری پایین بود.

genetic mutations can affect the production of clotting-factor.

تغییرات ژنتیکی می تواند تولید عوامل جویینگ را تحت تأثیر قرار دهد.

administering clotting-factor concentrates can help stop the bleeding.

تزریق متمرکز عوامل جویینگ می تواند به متوقف کردن خونریزی کمک کند.

deficiency in a clotting-factor can lead to hemophilia.

کمبود یک عامل جویینگ می تواند به هموفیلی منجر شود.

testing for clotting-factor activity is crucial in diagnosis.

آزمایش فعالیت عوامل جویینگ در تشخیص حیاتی است.

liver disease often impairs the synthesis of clotting-factor.

بیماری های کبدی اغلب سنتز عوامل جویینگ را مختل می کنند.

replacing the missing clotting-factor is a common treatment.

جایگزینی عامل جویینگ ناقص یک درمان رایج است.

the clotting-factor assay measured the protein's functionality.

آزمایش عوامل جویینگ فعالیت پروتئین را اندازه گیری کرد.

warfarin inhibits the production of active clotting-factor.

وارفارین تولید عوامل جویینگ فعال را مهار می کند.

monitoring clotting-factor levels is important during therapy.

پایش سطح عوامل جویینگ در طول درمان مهم است.

certain antibodies can neutralize clotting-factor activity.

برخی ایمنوگلوبولین ها می توانند فعالیت عوامل جویینگ را خنثی کنند.

the inherited disorder involved a defective clotting-factor.

این اختلال وارثی شامل یک عامل جویینگ معیوب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید