clumpiness

[ایالات متحده]/ˈklʌmpɪnəs/
[بریتانیا]/ˈklʌmpənəs/

ترجمه

n. خوشه‌بندی؛ گروه‌بندی؛ خاصیت شیمیایی

عبارات و ترکیب‌ها

reduce clumpiness

کاهش گروه‌بندی

causes clumpiness

عوامل گروه‌بندی

prevent clumpiness

جلوگیری از گروه‌بندی

eliminates clumpiness

حذف گروه‌بندی

prone to clumpiness

مایل به گروه‌بندی

excessive clumpiness

گروه‌بندی بیش از حد

no clumpiness

بدون گروه‌بندی

suffering from clumpiness

مبتلا به گروه‌بندی

avoid clumpiness

جلوگیری از گروه‌بندی

جملات نمونه

statistical analysis revealed significant clumpiness in the earthquake distribution across the region.

تحلیل آماری نشان داد که توزیع زمین لرزه‌ها در این منطقه دارای خوشه‌ای بودن معنی‌داری است.

geographic clumpiness of population centers creates challenges for rural infrastructure development.

خوشه‌ای بودن مراکز جمعیتی از نظر جغرافیایی چالش‌هایی برای توسعه زیرساخت‌های روستایی ایجاد می‌کند.

astronomers observed remarkable clumpiness in the galaxy's star formation regions.

اخترفیزی‌دان‌ها خوشه‌ای بودن قابل توجهی را در مناطق تشکیل ستاره‌های کهکشان مشاهده کردند.

temporal clumpiness of rainfall patterns has intensified due to climate change.

خوشه‌ای بودن الگوهای بارش از نظر زمانی به دلیل تغییرات اقلیمی تشدید شده است.

market clumpiness in the tech sector led to competition among dominant companies.

خوشه‌ای بودن بازار در بخش فناوری منجر به رقابت بین شرکت‌های حاکم شد.

biologists noted the clumpiness of cells in the tissue sample under microscopic examination.

بیولوژیست‌ها خوشه‌ای بودن سلول‌ها در نمونه بافت را در زیر میکروسکوپ مشاهده کردند.

the clumpiness of data points suggested a non-random pattern requiring further investigation.

خوشه‌ای بودن نقاط داده‌ها الگویی غیرتصادفی را نشان داد که نیاز به بررسی بیشتر دارد.

urban planners must address spatial clumpiness of commercial districts to promote balanced development.

طرح‌ریزان شهری باید خوشه‌ای بودن مناطق تجاری از نظر فضایی را برای ترویج توسعه متعادل مورد بررسی قرار دهند.

the clumpiness of particles in the suspension varied significantly with temperature changes.

خوشه‌ای بودن ذرات در معلق با تغییرات دما به طور قابل توجهی متفاوت بود.

linguists studied clumpiness of vocabulary usage across different historical periods.

زبان‌شناسان خوشه‌ای بودن استفاده از واژگان در طول دوره‌های تاریخی مختلف را مورد مطالعه قرار دادند.

ecologists observed clumpiness in species distribution as a survival strategy.

زیست‌شناسان خوشه‌ای بودن توزیع گونه‌ها را به عنوان یک استراتژی بقا مشاهده کردند.

statistical clumpiness of crime incidents helped police allocate resources more effectively.

خوشه‌ای بودن آماری وقوع جرائم به پلیس کمک کرد تا منابع را مؤثرتر تخصیص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید