| جمع | co-products |
co-product benefits
مزایای محصول جانبی
co-product market
بازار محصول جانبی
co-product use
استفاده از محصول جانبی
co-products value
ارزش محصولات جانبی
producing co-products
تولید محصولات جانبی
co-product stream
جریان محصول جانبی
co-product recovery
بازیابی محصول جانبی
co-product disposal
تخلیه محصول جانبی
co-product development
توسعه محصول جانبی
co-product potential
پتانسیل محصول جانبی
the dairy farm sold its whey as a valuable co-product.
مزرعه لبنیاتی پنیر خود را به عنوان یک محصول جانبی باارزش فروخت.
using co-products reduces waste and improves sustainability.
استفاده از محصولات جانبی ضایعات را کاهش داده و پایداری را بهبود میبخشد.
we are exploring new markets for our animal feed co-product.
ما در حال بررسی بازارهای جدید برای محصول جانبی خوراک دام خود هستیم.
the brewery generates a significant co-product in the form of spent grains.
مخزن آبجو مقدار قابل توجهی محصول جانبی به شکل غلات مصرفشده تولید میکند.
turning agricultural waste into a marketable co-product is key.
تبدیل ضایعات کشاورزی به یک محصول جانبی قابل بازاریابی کلیدی است.
the fish processing plant utilizes fish meal as a co-product.
کارخانه فرآوری ماهی از آرد ماهی به عنوان یک محصول جانبی استفاده میکند.
finding a use for the co-product increased the company’s profits.
یافتن کاربردی برای محصول جانبی سود شرکت را افزایش داد.
the research focused on identifying potential co-product applications.
تحقیق بر شناسایی کاربردهای بالقوه محصولات جانبی متمرکز بود.
co-product management is an important aspect of circular economy.
مدیریت محصولات جانبی جنبه مهمی از اقتصاد چرخشی است.
the company developed a new process to recover a valuable co-product.
شرکت فرآیندی جدید برای بازیابی یک محصول جانبی باارزش توسعه داد.
we aim to maximize the value of each co-product stream.
ما هدف داریم ارزش هر جریان محصول جانبی را به حداکثر برسانیم.
co-product benefits
مزایای محصول جانبی
co-product market
بازار محصول جانبی
co-product use
استفاده از محصول جانبی
co-products value
ارزش محصولات جانبی
producing co-products
تولید محصولات جانبی
co-product stream
جریان محصول جانبی
co-product recovery
بازیابی محصول جانبی
co-product disposal
تخلیه محصول جانبی
co-product development
توسعه محصول جانبی
co-product potential
پتانسیل محصول جانبی
the dairy farm sold its whey as a valuable co-product.
مزرعه لبنیاتی پنیر خود را به عنوان یک محصول جانبی باارزش فروخت.
using co-products reduces waste and improves sustainability.
استفاده از محصولات جانبی ضایعات را کاهش داده و پایداری را بهبود میبخشد.
we are exploring new markets for our animal feed co-product.
ما در حال بررسی بازارهای جدید برای محصول جانبی خوراک دام خود هستیم.
the brewery generates a significant co-product in the form of spent grains.
مخزن آبجو مقدار قابل توجهی محصول جانبی به شکل غلات مصرفشده تولید میکند.
turning agricultural waste into a marketable co-product is key.
تبدیل ضایعات کشاورزی به یک محصول جانبی قابل بازاریابی کلیدی است.
the fish processing plant utilizes fish meal as a co-product.
کارخانه فرآوری ماهی از آرد ماهی به عنوان یک محصول جانبی استفاده میکند.
finding a use for the co-product increased the company’s profits.
یافتن کاربردی برای محصول جانبی سود شرکت را افزایش داد.
the research focused on identifying potential co-product applications.
تحقیق بر شناسایی کاربردهای بالقوه محصولات جانبی متمرکز بود.
co-product management is an important aspect of circular economy.
مدیریت محصولات جانبی جنبه مهمی از اقتصاد چرخشی است.
the company developed a new process to recover a valuable co-product.
شرکت فرآیندی جدید برای بازیابی یک محصول جانبی باارزش توسعه داد.
we aim to maximize the value of each co-product stream.
ما هدف داریم ارزش هر جریان محصول جانبی را به حداکثر برسانیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید