cockpits

[ایالات متحده]/ˈkɒk.pɪts/
[بریتانیا]/ˈkɑːk.pɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فضای محصور برای خلبان در یک هواپیما یا قایق کوچک؛ مکانی که در آن مسابقات مرغ‌لنگی برگزار می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

pilot cockpits

خلبان کابین‌ها

aircraft cockpits

کابین‌های هواپیما

fighter cockpits

کابین‌های جنگنده

cockpits design

طراحی کابین‌ها

digital cockpits

کابین‌های دیجیتال

cockpits layout

چیدمان کابین‌ها

modern cockpits

کابین‌های مدرن

cockpits safety

ایمنی کابین‌ها

cockpits technology

فناوری کابین‌ها

cockpits features

ویژگی‌های کابین‌ها

جملات نمونه

the pilots entered the cockpits before takeoff.

خلبانان قبل از برخاستن وارد کابین خلبان شدند.

modern cockpits are equipped with advanced technology.

کابین‌های خلبان مدرن با فناوری پیشرفته مجهز شده‌اند.

each cockpit has multiple control panels.

هر کابین خلبان دارای چندین پنل کنترل است.

the cockpit crew conducted a thorough safety check.

پرسنل کابین خلبان یک بررسی ایمنی کامل انجام دادند.

he adjusted the instruments in the cockpit.

او ابزارها را در کابین خلبان تنظیم کرد.

there are two seats in the cockpit for the pilot and co-pilot.

دو صندلی در کابین خلبان برای خلبان و کمک خلبان وجود دارد.

the cockpit view was breathtaking during the flight.

منظره کابین خلبان در طول پرواز نفس‌گیر بود.

training for cockpit procedures is essential for pilots.

آموزش رویه‌های کابین خلبان برای خلبانان ضروری است.

they installed new navigation systems in the cockpits.

آنها سیستم‌های ناوبری جدید را در کابین‌های خلبان نصب کردند.

communication between cockpits is crucial for safety.

ارتباط بین کابین‌های خلبان برای ایمنی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید