halls

[ایالات متحده]/[hɔːlz]/
[بریتانیا]/[hɔːlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اتاق یا منطقه بزرگ که برای رویدادهای عمومی یا جمع‌جوری استفاده می‌شود؛ راهروها، به ویژه در ساختمان‌های عمومی.
v. فراخواندن یا فرا می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

halls of power

قایق قدرت

down the halls

در میان قایق‌ها

grand halls

قایق‌های بزرگ

empty halls

قایق‌های خالی

halls echoed

قایق‌ها تکان خوردند

school halls

قایق‌های مدرسه

halls gathered

قایق‌ها جمع شدند

halls shimmered

قایق‌ها لرزیدند

halls adorned

قایق‌ها زیبایی گرفتند

halls resounded

قایق‌ها صدا دادند

جملات نمونه

the grand halls of the castle echoed with laughter.

سالن‌های عظیم قلّه با خنده‌هایی پر از زیبایی پر شده بود.

we wandered through the echoing halls of the museum.

ما از طریق سالن‌های موزه‌ای که با صداهای بازتاب‌دهن پر بود، گشتیم.

the concert hall was packed with enthusiastic fans.

سالن کنسرت با هوادارانی پر از انگیزه پر شده بود.

the university's halls were bustling with students.

سالن‌های دانشگاه با دانشجویانی پر از فعالیت پر شده بود.

the hotel's halls were adorned with beautiful artwork.

سالن‌های هتل با آثار هنری زیبایی زیبایی دکور شده بودند.

security guards patrolled the long, empty halls.

نگهبانان در سالن‌های طولانی و خالی گشت زنی می‌کردند.

the wedding reception was held in the ballroom halls.

جشن‌یادگار ازدواج در سالن‌های سالن گردهمایی برگزار شد.

the school's halls were decorated for the holiday season.

سالن‌های مدرسه برای فصل تعطیلات دکور شده بودند.

the company's offices occupied several floors of halls.

دفاتر شرکت چند طبقه از سالن‌ها را شامل می‌شدند.

the halls of power are often inaccessible to ordinary people.

سالن‌های قدرت معمولاً به مردم عادی دسترسی ندارند.

the museum's halls displayed ancient artifacts.

سالن‌های موزه با اشیاء باستانی نمایش داده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید