coexists peacefully
به طور مسالمت آمیز همزیستی
coexists harmoniously
به طور هماهنگ همزیستی
coexists with nature
همزیستی با طبیعت
coexists in balance
همزیستی در تعادل
coexists with diversity
همزیستی با تنوع
coexists with technology
همزیستی با فناوری
coexists in harmony
به طور هماهنگ همزیستی
coexists in peace
به طور مسالمت آمیز همزیستی
coexists without conflict
همزیستی بدون درگیری
in nature, different species coexist in harmony.
در طبیعت، گونههای مختلف به طور هماهنگ همزیستی دارند.
in a multicultural society, various traditions coexist.
در یک جامعه چندفرهنگی، سنتهای مختلف وجود دارند.
love and hate can sometimes coexist within a relationship.
گاهی اوقات عشق و نفرت می توانند در یک رابطه همزمان وجود داشته باشند.
technology and nature can coexist if managed wisely.
فناوری و طبیعت می توانند همزیست باشند اگر به درستی مدیریت شوند.
in the city, modern buildings coexist with historical landmarks.
در شهر، ساختمان های مدرن با مکان های تاریخی همزیستی دارند.
different religions can coexist peacefully.
ادیان مختلف می توانند به صلح با هم همزیستی داشته باشند.
in art, various styles can coexist and inspire each other.
در هنر، سبک های مختلف می توانند با هم همزیستی داشته باشند و به یکدیگر الهام بخشند.
innovation and tradition can coexist in a thriving business.
نوآوری و سنت می توانند در یک کسب و کار موفق همزیستی داشته باشند.
in the ecosystem, predators and prey coexist in balance.
در اکوسیستم، شکارچیان و طعمه ها در تعادل با هم همزیستی دارند.
in our minds, dreams and reality often coexist.
در ذهن ما، رویاها و واقعیت اغلب با هم همزیستی دارند.
coexists peacefully
به طور مسالمت آمیز همزیستی
coexists harmoniously
به طور هماهنگ همزیستی
coexists with nature
همزیستی با طبیعت
coexists in balance
همزیستی در تعادل
coexists with diversity
همزیستی با تنوع
coexists with technology
همزیستی با فناوری
coexists in harmony
به طور هماهنگ همزیستی
coexists in peace
به طور مسالمت آمیز همزیستی
coexists without conflict
همزیستی بدون درگیری
in nature, different species coexist in harmony.
در طبیعت، گونههای مختلف به طور هماهنگ همزیستی دارند.
in a multicultural society, various traditions coexist.
در یک جامعه چندفرهنگی، سنتهای مختلف وجود دارند.
love and hate can sometimes coexist within a relationship.
گاهی اوقات عشق و نفرت می توانند در یک رابطه همزمان وجود داشته باشند.
technology and nature can coexist if managed wisely.
فناوری و طبیعت می توانند همزیست باشند اگر به درستی مدیریت شوند.
in the city, modern buildings coexist with historical landmarks.
در شهر، ساختمان های مدرن با مکان های تاریخی همزیستی دارند.
different religions can coexist peacefully.
ادیان مختلف می توانند به صلح با هم همزیستی داشته باشند.
in art, various styles can coexist and inspire each other.
در هنر، سبک های مختلف می توانند با هم همزیستی داشته باشند و به یکدیگر الهام بخشند.
innovation and tradition can coexist in a thriving business.
نوآوری و سنت می توانند در یک کسب و کار موفق همزیستی داشته باشند.
in the ecosystem, predators and prey coexist in balance.
در اکوسیستم، شکارچیان و طعمه ها در تعادل با هم همزیستی دارند.
in our minds, dreams and reality often coexist.
در ذهن ما، رویاها و واقعیت اغلب با هم همزیستی دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید