coexists

[ایالات متحده]/ˌkəʊɪɡˈzɪsts/
[بریتانیا]/ˌkoʊɪɡˈzɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. همزمان بودن یا در یک مکان بودن؛ با دیگران در صلح زندگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

coexists peacefully

به طور مسالمت آمیز همزیستی

coexists harmoniously

به طور هماهنگ همزیستی

coexists with nature

همزیستی با طبیعت

coexists in balance

همزیستی در تعادل

coexists with diversity

همزیستی با تنوع

coexists with technology

همزیستی با فناوری

coexists in harmony

به طور هماهنگ همزیستی

coexists in peace

به طور مسالمت آمیز همزیستی

coexists without conflict

همزیستی بدون درگیری

جملات نمونه

in nature, different species coexist in harmony.

در طبیعت، گونه‌های مختلف به طور هماهنگ همزیستی دارند.

in a multicultural society, various traditions coexist.

در یک جامعه چندفرهنگی، سنت‌های مختلف وجود دارند.

love and hate can sometimes coexist within a relationship.

گاهی اوقات عشق و نفرت می توانند در یک رابطه همزمان وجود داشته باشند.

technology and nature can coexist if managed wisely.

فناوری و طبیعت می توانند همزیست باشند اگر به درستی مدیریت شوند.

in the city, modern buildings coexist with historical landmarks.

در شهر، ساختمان های مدرن با مکان های تاریخی همزیستی دارند.

different religions can coexist peacefully.

ادیان مختلف می توانند به صلح با هم همزیستی داشته باشند.

in art, various styles can coexist and inspire each other.

در هنر، سبک های مختلف می توانند با هم همزیستی داشته باشند و به یکدیگر الهام بخشند.

innovation and tradition can coexist in a thriving business.

نوآوری و سنت می توانند در یک کسب و کار موفق همزیستی داشته باشند.

in the ecosystem, predators and prey coexist in balance.

در اکوسیستم، شکارچیان و طعمه ها در تعادل با هم همزیستی دارند.

in our minds, dreams and reality often coexist.

در ذهن ما، رویاها و واقعیت اغلب با هم همزیستی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید