coextensive

[ایالات متحده]/ˌkəʊɪk'stensɪv/
[بریتانیا]/ˌkoɪk'stɛnsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشش دهنده همان وسعت فضایی، گسترش یافته در همان دوره زمانی، دارای همان دامنه.

جملات نمونه

The boundaries of the two countries are coextensive.

مرزهای دو کشور هم‌مرز و هم‌گستره هستند.

Her interests and hobbies are coextensive with mine.

علایق و سرگرمی‌های او با من هم‌خوانی دارند.

Their goals are coextensive with the company's mission.

اهداف آنها با مأموریت شرکت هم‌راستا است.

The two concepts are coextensive in this context.

این دو مفهوم در این زمینه هم‌مرز و هم‌گستره هستند.

His knowledge of history is coextensive with his passion for the subject.

دانش او در مورد تاریخ با اشتیاق او به این موضوع هم‌خوانی دارد.

The scope of the project is coextensive with the available resources.

دامنه پروژه با منابع موجود هم‌راستا است.

Their responsibilities are coextensive with their authority.

مسئولیت‌های آنها با اختیارات آنها هم‌خوانی دارد.

The benefits of the new policy are coextensive with its drawbacks.

مزایای سیاست جدید با معایب آن هم‌خوانی دارد.

The success of the team is coextensive with the effort put in by each member.

موفقیت تیم با تلاشی که هر یک از اعضا انجام می‌دهد، هم‌راستا است.

The values of the organization are coextensive with its culture.

ارزش‌های سازمان با فرهنگ آن هم‌خوانی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید