colorings

[ایالات متحده]/ˈkʌlərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkʌlərɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ‌های مختلف یا سایه‌ها; فرآیند یا روش اعمال رنگ; مواد استفاده شده برای افزودن رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

bright colorings

رنگ‌های روشن

natural colorings

رنگ‌های طبیعی

vivid colorings

رنگ‌های زنده

artificial colorings

رنگ‌های مصنوعی

colorings scheme

طرح رنگ

food colorings

رنگ‌های غذایی

colorings agents

عوامل رنگ‌زا

pastel colorings

رنگ‌های پاستلی

subtle colorings

رنگ‌های ظریف

seasonal colorings

رنگ‌های فصلی

جملات نمونه

children love to experiment with different colorings.

کودکان عاشق آزمایش با رنگ‌های مختلف هستند.

the artist used vibrant colorings to bring the painting to life.

هنرمند از رنگ‌های زنده برای زنده کردن نقاشی استفاده کرد.

natural colorings are often preferred in food production.

رنگ‌های طبیعی اغلب در تولید غذا ترجیح داده می‌شوند.

she carefully selected colorings that matched her outfit.

او با دقت رنگ‌هایی را انتخاب کرد که با لباسش مطابقت داشت.

different colorings can evoke various emotions in viewers.

رنگ‌های مختلف می‌توانند احساسات مختلفی را در بینندگان برانگیزند.

we learned about the effects of colorings in art class.

ما در کلاس هنر در مورد اثرات رنگ‌ها یاد گرفتیم.

colorings play a crucial role in branding and marketing.

رنگ‌ها نقش مهمی در برندسازی و بازاریابی ایفا می‌کنند.

she experimented with colorings to create unique designs.

او با رنگ‌ها آزمایش کرد تا طرح‌های منحصر به فردی ایجاد کند.

colorings can significantly alter the perception of a space.

رنگ‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی درک فضا را تغییر دهند.

the bakery uses natural colorings to enhance their pastries.

نانسازه از رنگ‌های طبیعی برای افزایش کیفیت شیرینی‌های خود استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید