colorist

[ایالات متحده]/ˈkʌlərɪst/
[بریتانیا]/ˈkɑːlərɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنرمندی ماهر در استفاده از رنگ‌ها، به‌ویژه در نقاشی؛ شخصی که در تطبیق رنگ یا رنگ‌آمیزی تخصص دارد؛ نقاشی که به خاطر استفاده از رنگ‌های زنده شناخته می‌شود
Word Forms
جمعcolorists

عبارات و ترکیب‌ها

hair colorist

رنگ‌ساز مو

makeup colorist

رنگ‌ساز آرایش

freelance colorist

رنگ‌ساز آزاد

film colorist

رنگ‌ساز فیلم

graphic colorist

رنگ‌ساز گرافیک

digital colorist

رنگ‌ساز دیجیتال

professional colorist

رنگ‌ساز حرفه‌ای

colorist portfolio

نمونه‌کارهای رنگ‌ساز

colorist techniques

تکنیک‌های رنگ‌سازی

colorist services

خدمات رنگ‌سازی

جملات نمونه

the colorist added vibrant hues to the painting.

طراح رنگ، رنگ‌های زنده و پر جنب و جوشی به نقاشی اضافه کرد.

she works as a colorist in a fashion magazine.

او به عنوان طراح رنگ در یک مجله مد کار می‌کند.

the film's colorist was praised for enhancing the visuals.

طراح رنگ فیلم برای بهبود جلوه‌های بصری مورد تحسین قرار گرفت.

he learned the techniques of a colorist in art school.

او تکنیک‌های طراح رنگ را در هنرستان آموخت.

the colorist chose a palette that reflects the mood.

طراح رنگ پالت رنگی را انتخاب کرد که نشان‌دهنده حال و هوا باشد.

many artists collaborate with a colorist for their projects.

بسیاری از هنرمندان برای پروژه‌های خود با طراح رنگ همکاری می‌کنند.

the colorist's expertise transformed the dull image.

مهارت طراح رنگ، تصویر بی‌روح را متحول کرد.

as a colorist, she understands color theory deeply.

او به عنوان طراح رنگ، درک عمیقی از تئوری رنگ دارد.

the colorist adjusted the shades to create depth.

طراح رنگ سایه‌ها را تنظیم کرد تا عمق ایجاد کند.

finding a skilled colorist can elevate your artwork.

پیدا کردن یک طراح رنگ ماهر می‌تواند آثار هنری شما را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید