colorists

[ایالات متحده]/[ˈkʌlərɪsts]/
[بریتانیا]/[ˈkʌlərɪsts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که رنگ به عکس‌ها، فیلم‌ها یا سایر تصاویر اضافه می‌کنند؛ فردی که به رنگ‌آمیزی تصاویر یا کامیک‌ها متخصص است.

عبارات و ترکیب‌ها

hiring colorists

پرورش دهندگان رنگ

colorists create

پرورش دهندگان رنگ ایجاد می کنند

skilled colorists

پرورش دهندگان رنگ ماهر

colorist's work

کار پرورش دهنده رنگ

leading colorists

پرورش دهندگان رنگ رهبر

colorists use

پرورش دهندگان رنگ استفاده می کنند

experienced colorists

پرورش دهندگان رنگ با تجربه

colorist applying

پرورش دهنده رنگ اعمال می کند

colorists’ palette

پالت پرورش دهندگان رنگ

colorist needed

پرورش دهنده رنگ مورد نیاز است

جملات نمونه

the film relied heavily on talented colorists to achieve its unique visual style.

فیلم به طور چشمگیری از مهارت‌های رنگ‌گذاران متخصص برای دستیابی به سبک بصری منحصر به فرد خود استفاده کرد.

experienced colorists meticulously graded the footage for optimal viewing on various screens.

رنگ‌گذاران تجربه‌دار با دقت بالا فیلم را برای نمایش بهینه روی صفحات مختلف رنگ‌گذاری کردند.

digital colorists use sophisticated software to manipulate hues and saturation.

رنگ‌گذاران دیجیتال از نرم‌افزارهای پیچیده برای کنترل رنگ‌ها و اشباع استفاده می‌کنند.

the director worked closely with the colorists to ensure a consistent look throughout the series.

کارگردان به نزدیکی با رنگ‌گذاران همکاری کرد تا به طور یکنواختی در سراسر مجموعه نگاهی یکدست داشته باشند.

many colorists specialize in restoring old films to their original vibrant colors.

بسیاری از رنگ‌گذاران به تخصص دارند تا فیلم‌های قدیمی را به رنگ‌های اصلی خود بازگردانند.

the colorists’ creative choices significantly impacted the film’s overall mood.

انتخاب‌های خلاقانه رنگ‌گذاران تأثیر زیادی بر مجموعه‌ای از احساسات فیلم داشت.

new colorists are increasingly in demand as streaming platforms expand.

با گسترش پلتفرم‌های پخش، رنگ‌گذاران جدید به طور چشمگیری در خواسته‌های بازار قرار می‌گیرند.

the studio hired several freelance colorists for the project.

استودیو برای این پروژه چندین رنگ‌گذار مستقل استخدام کرد.

colorists often collaborate with cinematographers to achieve the desired aesthetic.

رنگ‌گذاران اغلب با کارگردانان عکاسی همکاری می‌کنند تا به زیبایی مورد نظر دست یابند.

the colorists used a warm color palette to evoke a sense of nostalgia.

رنگ‌گذاران از یک دسته رنگ گرم برای ایجاد احساس یادآوری استفاده کردند.

junior colorists often assist senior colorists on large projects.

رنگ‌گذاران جوان اغلب در پروژه‌های بزرگ به رنگ‌گذاران با تجربه کمک می‌کنند.

the colorists’ skill in color correction was crucial to the film’s success.

مهارت رنگ‌گذاران در تصحیح رنگ‌ها برای موفقیت فیلم حیاتی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید