comforted

[ایالات متحده]/ˈkʌmfətɪd/
[بریتانیا]/ˈkʌmfərtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی comfort

عبارات و ترکیب‌ها

comforted by

تسخیر توسط

comforted me

من را آرام کرد

comforted him

او را آرام کرد

comforted her

او را آرام کرد

comforted us

ما را آرام کرد

comforted myself

خودم را آرام کرد

comforted together

با هم آرام کرد

comforted lightly

به آرامی آرام کرد

comforted quietly

به طور آرام آرام کرد

comforted softly

به ملایمت آرام کرد

جملات نمونه

she comforted him after the loss of his pet.

او بعد از دست دادن حیوان خانگی‌اش او را آرام کرد.

the kind words comforted the grieving family.

کلمات مهربانانه خانواده داغدار را آرام کردند.

he felt comforted by her presence during tough times.

او در زمان‌های سخت، حضور او را آرام‌بخش احساس کرد.

she comforted her friend with a warm hug.

او دوستش را با یک آغوش گرم آرام کرد.

the therapist comforted the patient with empathy.

درمانگر با همدلی، بیمار را آرام کرد.

he comforted her with reassuring words.

او با کلمات اطمینان بخش، او را آرام کرد.

the community comforted those affected by the disaster.

جامعه با افراد آسیب‌دیده از فاجعه همدلی کرد.

she comforted herself by reading a good book.

او با خواندن یک کتاب خوب، خود را آرام کرد.

he comforted the child who was afraid of the dark.

او کودکانی که از تاریکی می‌ترسیدند را آرام کرد.

the volunteers comforted the homeless during the winter.

داوطلبان بی‌خانمانان را در طول زمستان آرام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید