comforted by
تسخیر توسط
comforted me
من را آرام کرد
comforted him
او را آرام کرد
comforted her
او را آرام کرد
comforted us
ما را آرام کرد
comforted myself
خودم را آرام کرد
comforted together
با هم آرام کرد
comforted lightly
به آرامی آرام کرد
comforted quietly
به طور آرام آرام کرد
comforted softly
به ملایمت آرام کرد
she comforted him after the loss of his pet.
او بعد از دست دادن حیوان خانگیاش او را آرام کرد.
the kind words comforted the grieving family.
کلمات مهربانانه خانواده داغدار را آرام کردند.
he felt comforted by her presence during tough times.
او در زمانهای سخت، حضور او را آرامبخش احساس کرد.
she comforted her friend with a warm hug.
او دوستش را با یک آغوش گرم آرام کرد.
the therapist comforted the patient with empathy.
درمانگر با همدلی، بیمار را آرام کرد.
he comforted her with reassuring words.
او با کلمات اطمینان بخش، او را آرام کرد.
the community comforted those affected by the disaster.
جامعه با افراد آسیبدیده از فاجعه همدلی کرد.
she comforted herself by reading a good book.
او با خواندن یک کتاب خوب، خود را آرام کرد.
he comforted the child who was afraid of the dark.
او کودکانی که از تاریکی میترسیدند را آرام کرد.
the volunteers comforted the homeless during the winter.
داوطلبان بیخانمانان را در طول زمستان آرام کردند.
comforted by
تسخیر توسط
comforted me
من را آرام کرد
comforted him
او را آرام کرد
comforted her
او را آرام کرد
comforted us
ما را آرام کرد
comforted myself
خودم را آرام کرد
comforted together
با هم آرام کرد
comforted lightly
به آرامی آرام کرد
comforted quietly
به طور آرام آرام کرد
comforted softly
به ملایمت آرام کرد
she comforted him after the loss of his pet.
او بعد از دست دادن حیوان خانگیاش او را آرام کرد.
the kind words comforted the grieving family.
کلمات مهربانانه خانواده داغدار را آرام کردند.
he felt comforted by her presence during tough times.
او در زمانهای سخت، حضور او را آرامبخش احساس کرد.
she comforted her friend with a warm hug.
او دوستش را با یک آغوش گرم آرام کرد.
the therapist comforted the patient with empathy.
درمانگر با همدلی، بیمار را آرام کرد.
he comforted her with reassuring words.
او با کلمات اطمینان بخش، او را آرام کرد.
the community comforted those affected by the disaster.
جامعه با افراد آسیبدیده از فاجعه همدلی کرد.
she comforted herself by reading a good book.
او با خواندن یک کتاب خوب، خود را آرام کرد.
he comforted the child who was afraid of the dark.
او کودکانی که از تاریکی میترسیدند را آرام کرد.
the volunteers comforted the homeless during the winter.
داوطلبان بیخانمانان را در طول زمستان آرام کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید