commands

[ایالات متحده]/[kəˈmændz]/
[بریتانیا]/[kəˈmændz]/

ترجمه

n.دستور یا فرمان؛ گروهی از افراد تحت فرماندهی یک فرمانده؛ یک دنباله از دستورالعمل‌های کامپیوتری.
v.دستور دادن؛ هدایت کردن؛ کنترل یا تسلط کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

commands issued

دستورات صادر شده

following commands

اجرای دستورات

commands given

دستورات داده شده

commands received

دریافت دستورات

commanding officer

فرمانده

commands online

دستورات آنلاین

commands center

مرکز فرماندهی

commands structure

ساختار فرماندهی

commands list

لیست دستورات

commands system

سیستم فرماندهی

جملات نمونه

please submit your report by friday.

لطفاً گزارش خود را تا روز جمعه ارسال کنید.

could you send the files to my email address?

آیا می‌توانید فایل‌ها را به آدرس ایمیل من ارسال کنید؟

i command you to be respectful to your elders.

من به شما دستور می‌دهم به بزرگترها احترام بگذارید.

the general issued commands to the troops.

ژنرال دستورات را به سربازان صادر کرد.

please refrain from making loud noises.

لطفاً از ایجاد سر و صدا خودداری کنید.

i command you to stop right there!

من به شما دستور می‌دهم همین‌جا بایستید!

could you kindly hold the door open for me?

آیا لطفاً می‌توانید در را برای من باز نگه دارید؟

the software commands are complex and require training.

دستورات نرم‌افزار پیچیده هستند و نیاز به آموزش دارند.

please proceed with caution and follow instructions.

لطفاً با احتیاط عمل کنید و دستورالعمل‌ها را دنبال کنید.

i command you to report to my office immediately.

من به شما دستور می‌دهم فوراً به دفتر من گزارش دهید.

could you double-check the data before submitting?

آیا می‌توانید قبل از ارسال داده‌ها دوباره بررسی کنید؟

please keep the volume down while studying.

لطفاً در حالی که مطالعه می‌کنید صدا را کم کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید