commencer

[ایالات متحده]/[kəˈmɑ̃sə]/
[بریتانیا]/[kəˈmɑːnsə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شروع کردن؛ شروع نمودن؛ آغاز کردن؛ شروع کردن؛ به حرکت درآوردنش
n. عمل شروع؛ شروع

عبارات و ترکیب‌ها

commencer à

شروع کردن به

commencer par

شروع کردن با

commencer à pleuvoir

شروع به باران کردن

commencer à lire

شروع به خواندن

commencer à travailler

شروع به کار کردن

commencer à manger

شروع به خوردن

commencer à étudier

شروع به مطالعه کردن

commencer à apprendre

شروع به یادگیری

commencer à rire

شروع به خنده

commencer à penser

شروع به فکر کردن

جملات نمونه

we need to commencer planning the project immediately.

ما باید فوراً به برنامه‌ریزی پروژه شروع کنیم.

the meeting will commencer at 2:00 pm sharp.

جلسه دقیقًا در ساعت 2 بعد از ظهر شروع خواهد شد.

let's commencer with the introduction of the speaker.

بیایید با معرفی سخنران شروع کنیم.

the film will commencer in five minutes.

فیلم پس از پنج دقیقه شروع خواهد شد.

i'd like to commencer by thanking everyone for coming.

می‌خواهم با تشکر از همه‌ی شما برای حضور شما شروع کنم.

the course will commencer next monday.

کورس در میانه‌ی هفته‌ی آینده شروع خواهد شد.

commencer the engine and check the fuel levels.

موتور را روشن کنید و سطح سوخت را بررسی کنید.

the renovations will commencer next week.

تعمیرات هفته‌ی آینده شروع خواهند شد.

commencer the experiment with a small sample size.

با یک اندازه‌ی نمونه‌ی کوچک آزمایش را شروع کنید.

the new season will commencer in september.

فصل جدید در ماه سپتامبر شروع خواهد شد.

commencer your speech with a compelling story.

با یک داستان جذاب سخنرانی خود را شروع کنید.

we will commencer the training program next month.

ما برنامه‌ی آموزشی را ماه آینده شروع خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید