initiate

[ایالات متحده]/ɪˈnɪʃieɪt/
[بریتانیا]/ɪˈnɪʃieɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شروع کردن، تأسیس؛ راه‌اندازی
n. آغاز؛ تازه‌وارد
adj. تازه‌پیوسته؛ دارای دانش مقدماتی.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریinitiating
شکل سوم شخص مفردinitiates
زمان گذشتهinitiated
قسمت سوم فعلinitiated
جمعinitiates

جملات نمونه

the action would initiate a chain of events.

این اقدام باعث آغاز زنجیره‌ای از رویدادها خواهد شد.

initiates of the Shiva cult.

شروع‌کننده‌های فرقه شیوا

The club initiated twelve members.

باشگاه ۱۲ عضو را آغاز کرد.

she had been formally initiated into the movement.

او به طور رسمی وارد جنبش شده بود.

they were initiated into the mysteries of mathematics.

آنها به رازهای ریاضیات وارد شدند.

the airline is to initiate long-haul overwater operations.

خط هوایی قصد دارد عملیات طولانی مدت در آب را آغاز کند.

initiate pupils into the principles of grammar

شاگردان را به اصول دستور زبان معرفی کنید

The artist initiated the girl into the art world in France.

هنرمند دختر را به دنیای هنر در فرانسه معرفی کرد.

he proposes to initiate discussions on planning procedures.

او پیشنهاد می‌کند بحث‌هایی در مورد رویه‌های برنامه‌ریزی آغاز کند.

initiated trade with developing nations.See Synonyms at begin

با کشورهای در حال توسعه تجارت را آغاز کردند. برای یافتن مترادف‌ها به ابتدا مراجعه کنید

Is that the blood platelet falls off able to initiate leucocythemia?

آیا پلاکت خونی قادر به شروع لکوسیتمی است؟

The booklet initiates us into the problems of living abroad.

این بروشور ما را با مشکلات زندگی در خارج از کشور آشنا می کند.

A language teacher should initiate pupils into the elements of grammar.

یک معلم زبان باید دانش آموزان را به اصول دستور زبان معرفی کند.

The public hoped the government would initiate restrictions on imported goods.

عموم مردم امیدوار بودند دولت محدودیت‌هایی را برای کالاهای وارداتی اعمال کند.

Because the reaction is initiated by the attachment of an electrophile, the process is called an electrophilic addition reaction .

از آنجایی که واکنش با اتصال یک الکتروفیل آغاز می شود، این فرآیند به عنوان واکنش افزایشی الکتروفیلی نامیده می شود.

It is well established that the cardial contraction is initiated when an action potential depolarizes the sarcolemma.

این موضوع به خوبی ثابت شده است که انقباض قلبی زمانی آغاز می شود که یک پتانسیل عملکردی سارکولما را دپولاریزه می کند.

If necessary,the SMON background process initiates instance recovery.

در صورت لزوم، فرآیند پس‌زمینه SMON بازیابی نمونه را آغاز می‌کند.

He has not yet been thoroughly initiated into the mysteries of computer.

او هنوز به طور کامل در اسرار کامپیوتر وارد نشده است.

نمونه‌های واقعی

It gets so hot that carbon fusion initiates.

هنگامی که دما به شدت بالا می رود، همجوشی هسته ای آغاز می شود.

منبع: Crash Course Astronomy

And from that alert, you can initiate an emergency call.

و از آن هشدار، می توانید یک تماس اضطراری را آغاز کنید.

منبع: Apple latest news

These include the ability to initiate a referendum on whether to revoke Mr.Maduro's mandate.

این موارد شامل توانایی برگزاری همه‌پرسی در مورد ابطال مأموریت آقای مادورو است.

منبع: BBC Listening Collection December 2015

Eh? What? Didn't master see that this man-eater initiated the attack?

اَه؟ چی؟ آیا استاد ندید که این آدم خوار حمله را آغاز کرد؟

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Unable to initiate a conversation, she walked after him.

او که قادر به شروع مکالمه نبود، بعد از او راه رفت.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

He added that the power to initiate them lies with the Israeli government.

او اضافه کرد که قدرت آغاز آنها با دولت اسرائیل است.

منبع: VOA Daily Standard January 2021 Collection

745. I'm baffled why the affiliated man initiated the negotiator into ego.

745. من متحیرم چرا مرد مرتبط مذاکره کننده را به خودخواهی وارد کرد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

It's already initiated talks with German engineering group Thyssenkrupp.

در حال حاضر گفتگوها را با گروه مهندسی آلمانی تیسن کروپ آغاز کرده است.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

They have a hunger to take responsibility, to innovate, and to initiate.

آنها عطشی برای به عهده گرفتن مسئولیت، نوآوری و آغاز دارند.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

Once I begin to initiate the game.

به محض اینکه شروع به راه اندازی بازی کنم.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید