commercials

[ایالات متحده]/kəˈmɜːʃəlz/
[بریتانیا]/kəˈmɜrʃəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) تبلیغات پخش شده در رادیو یا تلویزیون؛ (جمع) آثار موسیقی نوشته شده برای جذابیت عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

tv commercials

تبلیغات تلویزیونی

radio commercials

تبلیغات رادیویی

online commercials

تبلیغات آنلاین

funny commercials

تبلیغات خنده‌دار

new commercials

تبلیغات جدید

local commercials

تبلیغات محلی

animated commercials

تبلیغات انیمیشنی

celebrity commercials

تبلیغات با حضور مشاهیر

short commercials

تبلیغات کوتاه

viral commercials

تبلیغات ویروسی

جملات نمونه

many commercials use humor to attract viewers.

بسیاری از تبلیغات از طنز برای جذب بینندگان استفاده می‌کنند.

commercials often target specific demographics.

تبلیغات اغلب به گروه‌های جمعیتی خاص هدفمند هستند.

she works in a company that produces commercials.

او در شرکتی کار می‌کند که تبلیغات تولید می‌کند.

some commercials are more memorable than others.

برخی از تبلیغات به یاد ماندنی‌تر از سایرین هستند.

commercials during the super bowl are highly anticipated.

تبلیغاتی که در طول سوپر Bowl پخش می‌شوند، با استقبال زیادی روبرو می‌شوند.

he enjoys analyzing the effectiveness of commercials.

او از تجزیه و تحلیل اثربخشی تبلیغات لذت می‌برد.

commercials can influence consumer behavior significantly.

تبلیغات می‌توانند رفتار مصرف‌کننده را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.

she critiques commercials for their creativity and impact.

او تبلیغات را به دلیل خلاقیت و تأثیرشان مورد انتقاد قرار می‌دهد.

many commercials feature popular celebrities to attract attention.

بسیاری از تبلیغات دارای بازیگران محبوب هستند تا توجه را جلب کنند.

commercials often include catchy jingles to enhance recall.

تبلیغات اغلب شامل آهنگ‌های جذاب برای افزایش به خاطر سپردن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید