sponsor

[ایالات متحده]/ˈspɒnsə(r)/
[بریتانیا]/ˈspɑːnsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حمایت کردن، آغاز کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلsponsored
صفت یا فعل حال استمراریsponsoring
جمعsponsors
زمان گذشتهsponsored
شکل سوم شخص مفردsponsors

عبارات و ترکیب‌ها

sponsorship

حامی‌گری

sponsorship agreement

توافق حمایت مالی

جملات نمونه

stand as a sponsor for a person

به عنوان حامی مالی برای یک شخص عمل کنید

a leading sponsor of the bill.

یک حامی اصلی لایحه

be sponsored by the godparent

توسط پدر معمدی حمایت مالی شود

a Labour MP sponsored the bill.

یک نماینده پارلمانی حزب کارگر طرح را حمایت کرد.

a government-sponsored renewable energy project

یک پروژه انرژی تجدیدپذیر با حمایت دولت

the sponsored walk became an annual event.

پیاده‌روی حمایت‌شده به یک رویداد سالانه تبدیل شد.

they raised £70 by a sponsored walk.

آنها با یک پیاده‌روی حمایت‌شده 70 پوند جمع‌آوری کردند.

the USA sponsored negotiations between the two sides.

ایالات متحده مذاکرات بین دو طرف را حمایت کرد.

a company has stepped forward to sponsor the team.

یک شرکت برای حمایت از تیم وارد شده است.

The company sponsored several TV programs.

شرکت چندین برنامه تلویزیونی را حمایت کرد.

the sponsors are caught in the crossfire of the battle between the world champion and his team boss.

حامیان مالی در آتش‌بازی نبرد بین قهرمان جهان و مدیر تیم گرفتار شده‌اند.

if she could get sponsors, she would be sitting pretty.

اگر بتواند حامی مالی پیدا کند، در جایگاه خوبی خواهد بود.

the sponsors are putting up £5,000 for the event.

حامیان مالی 5000 پوند برای این رویداد پرداخت می‌کنند.

they act as informants, sponsors, and contacts for new immigrants.

آنها به عنوان مطلع‌دهنده، حامی و واسطه برای مهاجران جدید عمل می‌کنند.

Joe is being sponsored by a government training scheme.

جو توسط یک طرح آموزش دولتی حمایت مالی می‌شود.

The United States sponsored the important meeting.

ایالات متحده نشست مهم را حمایت کرد.

Some enterprising girls organized a sponsored walk.

برخی از دختران با نشاط و ابتکار یک پیاده‌روی حمایت‌شده سازماندهی کردند.

The civics class sponsored a voter registration drive as a cocurricular activity.

کلاس مدنی یک کمپین ثبت نام رای دهندگان را به عنوان یک فعالیت فوق برنامه حمایت کرد.

نمونه‌های واقعی

Any word from her big sponsors today?

آیا امروز کلمه ای از حامیان مالی بزرگ او وجود دارد؟

منبع: NPR News June 2016 Compilation

He is deadly serious about one of the RSC's sponsors.

او در مورد یکی از حامیان مالی RSC بسیار جدی است.

منبع: BBC Listening Collection November 2016

I will only ever be your sponsor.

من فقط همیشه حامی شما خواهم بود.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

The inventor was desperate to find potential sponsors.

مخترع برای یافتن حامیان مالی بالقوه ناامید بود.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Quickly before we get started, this video is very kindly sponsored by italki.

به سرعت قبل از شروع، این ویدیو به نوعی با کمال میل توسط ایتالکی حمایت می شود.

منبع: English Listening Practice

I'd like to thank my sponsors right here.

می خواهم از حامیان مالی خودم در اینجا تشکر کنم.

منبع: NBA Star Speech Collection

Bob and Lee? What, are you sponsoring a float?

باب و لی؟ چه، آیا شما در حال حمایت از یک شناور هستید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

It doesn't count if it's a sponsor.

اگر حامی مالی باشد، مهم نیست.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

A note - most of these companies are among NPR's sponsors.

توجه - بیشتر این شرکت ها در بین حامیان مالی NPR قرار دارند.

منبع: NPR News May 2020 Compilation

That's right—even your family messages will be sponsored.

این درست است - حتی پیام های خانواده شما نیز حمایت مالی خواهد شد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation June 2014

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید