comrades

[ایالات متحده]/ˈkɒmreɪdz/
[بریتانیا]/ˈkɑːmreɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شریکان صمیمی؛ همراهان؛ دوستان؛ رفقا؛ شکل جمع رفیق

عبارات و ترکیب‌ها

comrades in arms

هم‌رزمان

comrades for life

هم‌دلان

comrades together

همراه همدلی

comrades united

همرزمان متحد

loyal comrades

همرزمان وفادار

true comrades

همرزمان راستین

comrades forever

همرزمان تا ابد

brave comrades

همرزمان شجاع

comrades in struggle

همرزمان در مبارزه

comrades at arms

هم‌رزمان

جملات نمونه

we must support our comrades in every way possible.

ما باید هر طور که ممکن است از همکاران خود حمایت کنیم.

comrades, let's unite for a common cause.

همکاران، بیایید برای یک هدف مشترک متحد شویم.

our comrades are working hard to achieve our goals.

همکاران ما سخت تلاش می کنند تا به اهداف خود برسیم.

we should celebrate the achievements of our comrades.

ما باید دستاوردهای همکاران خود را جشن بگیریم.

comrades, we have a long journey ahead of us.

همکاران، ما یک مسیر طولانی در پیش داریم.

it is essential to trust our comrades in difficult times.

اعتماد به همکاران خود در زمان های سخت ضروری است.

comrades, together we can overcome any obstacle.

همکاران، با هم می توانیم هر مانعی را از سر بگیریم.

we need to communicate effectively with our comrades.

ما باید به طور موثر با همکاران خود ارتباط برقرار کنیم.

our comrades have shown great resilience during challenges.

همکاران ما در طول چالش ها مقاومت زیادی نشان داده اند.

let us honor our comrades who have sacrificed for the cause.

بیایید همکارانی را که برای این هدف فداکاری کرده اند، گرامی بداریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید