concerts

[ایالات متحده]/ˈkɒnsɜːts/
[بریتانیا]/ˈkɑːnˌsɜrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجراهای موسیقی; آوازها یا اجراهای هنرمندان; ترکیب‌های موسیقی برای چندین ساز; کنسرتوها (جمع کنسرتو)

عبارات و ترکیب‌ها

live concerts

اجراهای زنده

outdoor concerts

اجراهای فضای باز

charity concerts

اجراهای خیریه

rock concerts

اجراهای راک

concerts series

سری کنسرت‌ها

classical concerts

اجراهای کلاسیک

free concerts

اجراهای رایگان

annual concerts

اجراهای سالانه

music concerts

اجراهای موسیقی

upcoming concerts

اجراهای آتی

جملات نمونه

we attended several concerts last summer.

ما کنسرت‌های متعددی را تابستان گذشته تجربه کردیم.

the concerts were sold out within hours.

کنسرت‌ها در عرض چند ساعت به فروش رسیدند.

she loves going to live concerts with her friends.

او عاشق رفتن به کنسرت‌های زنده با دوستانش است.

many famous artists perform at these concerts.

هنرمندان مشهور زیادی در این کنسرت‌ها اجرا می‌کنند.

they organize concerts in the park every summer.

آنها هر تابستان کنسرت‌هایی در پارک برگزار می‌کنند.

concerts can be a great way to experience new music.

کنسرت‌ها می‌توانند راهی عالی برای تجربه موسیقی جدید باشند.

we bought tickets for the upcoming concerts.

ما بلیط کنسرت‌های آینده را خریدیم.

attending concerts can be a memorable experience.

شرکت در کنسرت‌ها می‌تواند تجربه‌ای به یاد ماندنی باشد.

he plays guitar at local concerts.

او در کنسرت‌های محلی گیتار می‌نوازد.

concerts often feature a variety of musical genres.

کنسرت‌ها اغلب شامل انواع مختلفی از ژانرهای موسیقی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید