conciliatory tone
لحن سازشکارانه
conciliatory approach
رویکرد سازشکارانه
the fraught silence would modulate into conciliatory monosyllables.
سکوت آشفته به تدریج به واژههای یک سیلابی و سازشکارانه تبدیل میشد.
Everyone was in a conciliatory mood at the start of the meeting.
در ابتدای جلسه، همه در حال و هوای سازشکارانه بودند.
"Come off the car, pardner," said one of the men in a voice meant to be conciliatory.
"از ماشین پیاده شو، رفیق،" یکی از مردان با لحنی که قصد داشت سازشکارانه باشد، گفت.
The wife is a house, ising 1 can give you the flippancy heart to bring conciliatory bay;
همسر یک خانه است، من میتوانم قلب طعنه آمیز را برای آوردن خلیج سازشکارانه به شما بدهم;
The president’s speech was seen as a conciliatory gesture towards former enemies.
سخنرانی رئیس جمهور به عنوان یک اقدام سازشکارانه به سمت دشمنان سابق تلقی شد.
conciliatory tone
لحن سازشکارانه
conciliatory approach
رویکرد سازشکارانه
the fraught silence would modulate into conciliatory monosyllables.
سکوت آشفته به تدریج به واژههای یک سیلابی و سازشکارانه تبدیل میشد.
Everyone was in a conciliatory mood at the start of the meeting.
در ابتدای جلسه، همه در حال و هوای سازشکارانه بودند.
"Come off the car, pardner," said one of the men in a voice meant to be conciliatory.
"از ماشین پیاده شو، رفیق،" یکی از مردان با لحنی که قصد داشت سازشکارانه باشد، گفت.
The wife is a house, ising 1 can give you the flippancy heart to bring conciliatory bay;
همسر یک خانه است، من میتوانم قلب طعنه آمیز را برای آوردن خلیج سازشکارانه به شما بدهم;
The president’s speech was seen as a conciliatory gesture towards former enemies.
سخنرانی رئیس جمهور به عنوان یک اقدام سازشکارانه به سمت دشمنان سابق تلقی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید