concisenesses

[ایالات متحده]/kənˈsaɪsnəsɪz/
[بریتانیا]/kənˈsaɪsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت مختصر بودن؛ حالت مختصر و به نقطه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

clear concisenesses

واضح بودن اختصارها

effective concisenesses

اثربخشی اختصارها

written concisenesses

اختصار در نوشتار

verbal concisenesses

اختصار در گفتار

concisenesses matter

اختصار مهم است

emphasize concisenesses

تاکید بر اختصار

concisenesses in writing

اختصار در نوشتار

promote concisenesses

ترویج اختصار

concisenesses and clarity

اختصار و وضوح

concisenesses improve

اختصار بهبود می‌بخشد

جملات نمونه

his writing is known for its concisenesses and clarity.

نوشتن او به دلیل اختصار و وضوحش شناخته شده است.

the report needs concisenesses to convey the main ideas effectively.

گزارش برای انتقال مؤثر ایده‌های اصلی به اختصار نیاز دارد.

concisenesses in communication can enhance understanding.

اختصار در ارتباطات می تواند به افزایش درک کمک کند.

she values concisenesses in her presentations.

او در ارائه های خود به اختصار ارزش قائل است.

concisenesses are essential in academic writing.

اختصار در نگارش علمی ضروری است.

the editor appreciated the concisenesses of the article.

ویراستار از اختصار مقاله قدردانی کرد.

concisenesses help to keep the audience engaged.

اختصار به حفظ توجه مخاطبان کمک می کند.

in technical documents, concisenesses are crucial.

در اسناد فنی، اختصار بسیار مهم است.

he rewrote the draft for more concisenesses.

او پیش نویس را برای افزایش اختصار بازنویسی کرد.

concisenesses can often lead to better decision-making.

اختصار اغلب می تواند منجر به تصمیم گیری بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید