confidantes

[ایالات متحده]/ˌkɒnfɪˈdɑːnteɪz/
[بریتانیا]/ˌkɑːnfɪˈdænteɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوستی زنانه که با او اسرار یا مسائل خصوصی را به اشتراک می‌گذارد

عبارات و ترکیب‌ها

trusted confidantes

خانواده‌های مورد اعتماد

close confidantes

خانواده‌های نزدیک

best confidantes

بهترین خانواده‌ها

loyal confidantes

خانواده‌های وفادار

female confidantes

خانواده‌های زن

male confidantes

خانواده‌های مرد

trusted confidante

خانواده مورد اعتماد

secret confidantes

خانواده‌های محرمانه

intimate confidantes

خانواده‌های صمیمی

wise confidantes

خانواده‌های خردمند

جملات نمونه

she confided in her closest confidantes about her dreams.

او در مورد رویاهایش با نزدیک‌ترین مشاورانش صحبت کرد.

his confidantes always support him in tough times.

مشاوران او همیشه در زمان‌های سخت از او حمایت می‌کنند.

they formed a group of confidantes who shared secrets.

آنها گروهی از مشاورانی را تشکیل دادند که رازها را به اشتراک می‌گذاشتند.

confidantes play a crucial role in building trust.

مشاوران نقش مهمی در ایجاد اعتماد دارند.

she considers her sister one of her main confidantes.

او خواهرش را یکی از مشاوران اصلی خود می‌داند.

his confidantes encouraged him to pursue his passions.

مشاوران او را تشویق کردند تا به دنبال اشتیاق‌های خود برود.

they often meet to discuss their lives as confidantes.

آنها اغلب برای گفتگو در مورد زندگی خود به عنوان مشاور ملاقات می‌کنند.

being a confidante requires trust and discretion.

مشاور بودن نیازمند اعتماد و احتیاط است.

she has always been one of my most trusted confidantes.

او همیشه یکی از مشاوران مورد اعتماد من بوده است.

confidantes can help you navigate difficult decisions.

مشاوران می‌توانند به شما در تصمیم‌گیری‌های دشوار کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید