confirmative

[ایالات متحده]/kənˈfɜːmətɪv/
[بریتانیا]/kənˈfɜrmətɪv/

ترجمه

adj. تأثیر تأیید یا تأیید کننده داشتن; قطعی، تأیید شده، تأیید شده

عبارات و ترکیب‌ها

confirmative response

پاسخ تأییدی

confirmative feedback

بازخورد تأییدی

confirmative statement

اظهار نظر تأییدی

confirmative action

اقدام تأییدی

confirmative evidence

گواهی تأییدی

confirmative agreement

توافق تأییدی

confirmative document

سند تأییدی

confirmative approval

تأییدیه

confirmative clause

ماده تأییدی

confirmative message

پیام تأییدی

جملات نمونه

the confirmative response was appreciated by everyone.

پاسخ تأییدی مورد استقبال همه قرار گرفت.

she gave a confirmative nod to the proposal.

او به پیشنهاد سر تکان داد تأییدی.

his confirmative statement cleared up the confusion.

اظهارۀ تأییدی او ابهام را برطرف کرد.

the confirmative feedback helped improve the project.

بازخورد تأییدی به بهبود پروژه کمک کرد.

we need a confirmative answer before proceeding.

ما قبل از ادامه به یک پاسخ تأییدی نیاز داریم.

her confirmative tone reassured the team.

لحن تأییدی او تیم را اطمینان بخشید.

the confirmative document was signed by all parties.

اسناد تأییدی توسط همه طرف امضا شد.

he received a confirmative email regarding his application.

او ایمیل تأییدی در مورد درخواست خود دریافت کرد.

they sought a confirmative agreement before the deal.

آنها قبل از معامله به دنبال توافق تأییدی بودند.

the confirmative results were published in the journal.

نتایج تأییدی در مجله منتشر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید