confirmer's request
درخواست تأیید کننده
confirmer called
تماس تأیید کننده
confirmer's email
ایمیل تأیید کننده
please confirm your booking details before submitting.
لطفاً پیش از ارسال جزئیات رزرو خود را تأیید کنید.
the meeting confirmer called to reschedule our appointment.
شخص تأیید کننده جلسه تماس گرفت تا نوبت ما را تغییر دهد.
can you confirmer the shipment's arrival time?
آیا می توانید زمان ورود شیپمنت را تأیید کنید؟
the system requires a confirmer for all transactions.
سیستم برای تمامی تراکنش ها نیاز به یک تأیید کننده دارد.
i need a confirmer to sign off on this document.
من نیاز به یک تأیید کننده دارم تا این مدرک را تایید کند.
confirmers are essential for ensuring accuracy in data entry.
تأیید کنندگان برای تضمین دقت در وارد کردن داده ها ضروری هستند.
the project manager is the primary confirmer for deliverables.
مدیر پروژه اصلی تأیید کننده تحویل ها است.
we need a confirmer to verify the contract terms.
ما نیاز به یک تأیید کننده داریم تا شرایط قرارداد را تأیید کند.
the confirmer reviewed the report and approved it.
تأیید کننده گزارش را بررسی کرد و آن را تأیید کرد.
confirmers play a vital role in quality control processes.
تأیید کنندگان در فرآیندهای کنترل کیفیت نقش حیاتی دارند.
the confirmer checked the invoice against the purchase order.
تأیید کننده فاکتور را با سفارش خرید مقایسه کرد.
confirmer's request
درخواست تأیید کننده
confirmer called
تماس تأیید کننده
confirmer's email
ایمیل تأیید کننده
please confirm your booking details before submitting.
لطفاً پیش از ارسال جزئیات رزرو خود را تأیید کنید.
the meeting confirmer called to reschedule our appointment.
شخص تأیید کننده جلسه تماس گرفت تا نوبت ما را تغییر دهد.
can you confirmer the shipment's arrival time?
آیا می توانید زمان ورود شیپمنت را تأیید کنید؟
the system requires a confirmer for all transactions.
سیستم برای تمامی تراکنش ها نیاز به یک تأیید کننده دارد.
i need a confirmer to sign off on this document.
من نیاز به یک تأیید کننده دارم تا این مدرک را تایید کند.
confirmers are essential for ensuring accuracy in data entry.
تأیید کنندگان برای تضمین دقت در وارد کردن داده ها ضروری هستند.
the project manager is the primary confirmer for deliverables.
مدیر پروژه اصلی تأیید کننده تحویل ها است.
we need a confirmer to verify the contract terms.
ما نیاز به یک تأیید کننده داریم تا شرایط قرارداد را تأیید کند.
the confirmer reviewed the report and approved it.
تأیید کننده گزارش را بررسی کرد و آن را تأیید کرد.
confirmers play a vital role in quality control processes.
تأیید کنندگان در فرآیندهای کنترل کیفیت نقش حیاتی دارند.
the confirmer checked the invoice against the purchase order.
تأیید کننده فاکتور را با سفارش خرید مقایسه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید