| جمع | congressmen |
a milkman; a congressman; a freeman.
یک جوان شیردوش؛ یک نماینده کنگره؛ یک انسان آزاد.
The congressman is meditating a reply to his critics.
نماینده کنگره در حال فکر کردن به پاسخی برای منتقدانش است.
The Congressman was too experienced to be milked by newspaper men.
نماینده کنگره آنقدر با تجربه بود که نتوانست توسط روزنامه نگاران مورد سوء استفاده قرار گیرد.
After Buncombe , a county of western North Carolina, from a remark made around 820 by its congressman, who felt obligated to give a dull speech .for Buncombe.
پس از بانکامب، یک شهرستان در کارولینای شمالی غربی، از اظهار نظری که در حدود سال 820 توسط نماینده کنگره آن انجام شد، که احساس وظیفه می کرد یک سخنرانی کسل کننده ارائه دهد. برای بانکامب.
The congressman delivered a powerful speech in the parliament.
نماینده کنگره یک سخنرانی قدرتمند در پارلمان ارائه داد.
The congressman introduced a new bill to address environmental issues.
نماینده کنگره یک لایحه جدید برای رسیدگی به مسائل زیست محیطی ارائه داد.
The congressman voted in favor of the healthcare reform bill.
نماینده کنگره به نفع لایحه اصلاحات بهداشتی رای داد.
The congressman attended a meeting with foreign diplomats.
نماینده کنگره در جلسه ای با دیپلمات های خارجی شرکت کرد.
The congressman represents his district in the legislative body.
نماینده کنگره حوزه انتخابیه خود را در نهاد قانونگذاری نمایندگی می کند.
The congressman is known for his advocacy for education reform.
نماینده کنگره به دلیل حمایت خود از اصلاحات آموزشی شناخته شده است.
The congressman faced criticism for his controversial remarks.
نماینده کنگره به دلیل اظهارات جنجالی مورد انتقاد قرار گرفت.
The congressman is a member of the House of Representatives.
نماینده کنگره عضو مجلس نمایندگان است.
The congressman is running for re-election in the upcoming campaign.
نماینده کنگره برای انتخاب مجدد در کمپین پیش رو نامزد شده است.
The congressman is working on a bipartisan bill with his colleagues.
نماینده کنگره با همکاران خود در حال کار بر روی یک لایحه دوجانبی است.
a milkman; a congressman; a freeman.
یک جوان شیردوش؛ یک نماینده کنگره؛ یک انسان آزاد.
The congressman is meditating a reply to his critics.
نماینده کنگره در حال فکر کردن به پاسخی برای منتقدانش است.
The Congressman was too experienced to be milked by newspaper men.
نماینده کنگره آنقدر با تجربه بود که نتوانست توسط روزنامه نگاران مورد سوء استفاده قرار گیرد.
After Buncombe , a county of western North Carolina, from a remark made around 820 by its congressman, who felt obligated to give a dull speech .for Buncombe.
پس از بانکامب، یک شهرستان در کارولینای شمالی غربی، از اظهار نظری که در حدود سال 820 توسط نماینده کنگره آن انجام شد، که احساس وظیفه می کرد یک سخنرانی کسل کننده ارائه دهد. برای بانکامب.
The congressman delivered a powerful speech in the parliament.
نماینده کنگره یک سخنرانی قدرتمند در پارلمان ارائه داد.
The congressman introduced a new bill to address environmental issues.
نماینده کنگره یک لایحه جدید برای رسیدگی به مسائل زیست محیطی ارائه داد.
The congressman voted in favor of the healthcare reform bill.
نماینده کنگره به نفع لایحه اصلاحات بهداشتی رای داد.
The congressman attended a meeting with foreign diplomats.
نماینده کنگره در جلسه ای با دیپلمات های خارجی شرکت کرد.
The congressman represents his district in the legislative body.
نماینده کنگره حوزه انتخابیه خود را در نهاد قانونگذاری نمایندگی می کند.
The congressman is known for his advocacy for education reform.
نماینده کنگره به دلیل حمایت خود از اصلاحات آموزشی شناخته شده است.
The congressman faced criticism for his controversial remarks.
نماینده کنگره به دلیل اظهارات جنجالی مورد انتقاد قرار گرفت.
The congressman is a member of the House of Representatives.
نماینده کنگره عضو مجلس نمایندگان است.
The congressman is running for re-election in the upcoming campaign.
نماینده کنگره برای انتخاب مجدد در کمپین پیش رو نامزد شده است.
The congressman is working on a bipartisan bill with his colleagues.
نماینده کنگره با همکاران خود در حال کار بر روی یک لایحه دوجانبی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید